آخرین خبرها
خانه / مقالات / دقیقی در تحقیقات شرق شناسی / ایرج افشار

دقیقی در تحقیقات شرق شناسی / ایرج افشار

  مستشرقین به دو مناسبت از دقیقی یاد کرده اند . یکی یاد اوست در جاهایی که موضوع سخن ادبیات فارسی و ذکر شاعران این زبان است و پیداست چون دقیقی یکی از پیشگامان شعرای زبان دری بوده است , نامش در میان دیگر شاعران ضبط میشود و سرگذشت او بر پایه مندرجات تذکره ها و نزدیک به یکهزار و دویست بیتی که از او برجای مانده است گفته می آید , حتا اگر اشاره وار باشد . مانند آنچه در فهرستهای مربوط به نسخ خطی دیده میشود . مناسبت دیگر که گونه ای گسترده تر دارد , از راه…

بازبینی کلی

امتیاز کاربر: اولین نفر باشید!
0

 

مستشرقین به دو مناسبت از دقیقی یاد کرده اند . یکی یاد اوست در جاهایی که موضوع سخن ادبیات فارسی و ذکر شاعران این زبان است و پیداست چون دقیقی یکی از پیشگامان شعرای زبان دری بوده است , نامش در میان دیگر شاعران ضبط میشود و سرگذشت او بر پایه مندرجات تذکره ها و نزدیک به یکهزار و دویست بیتی که از او برجای مانده است گفته می آید , حتا اگر اشاره وار باشد . مانند آنچه در فهرستهای مربوط به نسخ خطی دیده میشود .

مناسبت دیگر که گونه ای گسترده تر دارد , از راه یاد و بحثیست که جسنجوگران اروپایی در زندگی فردوسی و شاهنامه کرده اند و هرکدام از آنها که به تحقیق در سیر شاهنامه سرایی و جستجو در تاریخ شاهنامه ی موجود پرداخته است , از یاد دقیقی هم بمناسبت هزار بیتی که او سروده , غافل نمانده است .

 

بهمین جهت ممکن نیست که در یک خطابه کوتاه , به همه مواردی که نام نام دقیقی و یاد او در نوشته های شرق شناسان آمده است , اشاره بشود و دقایق هریک جدا جدا گفته آید . پس ناچارم مهمترین تحقیقات را برشمرم . از طرفی چون میدان پژوهش در زندگی دقیقی به سبب آثار اندک بازمانده ی شاعر و عدم تفصیل زندگانی او در منابع قدیم موجود , محدود است , مستشرقین در تحقیقات خود به نتایج روشن و گسترده ای نرسیده اند .

نخستین کوشش محققان غرب در شناساندن دقیقی از همان موقع آغاز شد که لمسدن , از نظامی های انگلیسی مقیم هند , نخستین مجلد شاهنامه را در سال ۱۸۱۱ میلادی در کلکته به چاپ رسانید . لمسدن یکی از آنهاست که به دقیقی پرداخت . پس از او کسان دیگری که به شاهنامه پرداختند , در مقدمه های خود ناگزیر پیشگامی دقیقی در پرداختن به داستانها و حماسه ملی و منظوم ساختن یکهزار بیت را یادآور شده اند .

میدانیم که چاپ کنندگان دوره ی شاهنامه در خارج از ایران بترتیب زمانی ترنرماکان انگلیسی ( کلکته ۱۸۲۹ ) , ژول مول آلمانی ( پاریس میان سالهای ۱۸۳۷ – ۱۸۷۸ یعنی در مدت چهل سال ) , یوحنا فولرس آلمانی ( لیدن ۱۸۷۸ ) بوده اند .

پیش از انتشار متنی که فولرس از شاهنامه نشر کرد , یکی از مستشرقین آلمانی موسوم به هرمان اته میان سالهای ۱۸۷۲ و ۱۸۷۵ به انتشار دو مقاله به زبان آلمانی که در انها از دقیقی یاد کرده بود موفق شد و اولی مقاله لی بود درباره ی فردوسی , و دیگر مقاله ای در موضوع پیشروان و معاصران رودکی ( ۱۸۷۵ )

اته یکی از نخستین کسانی است که بحث درباره زرتشتی بودن دقیقی را پایه مطالعات در باب شاعر قرار داد و با تکیه بر اینکه دقیقی به استناد اشاراتی که در ابیاتش دیده میشود , زرتشتی بوده است , سرودن شاهنامه را بیشتر ناشی از حس و توجه شاعر به عوالم روحی و فکری او عنوان کرد .

بعد از تحقیقات اته که به زبان آلمانی عرضه شده بود , پیتزی ایتالیایی یکی از مستشرقین سرشناس عهد خود , در سال ۱۸۸۷ در کتابی که در شهر میلان انتشار داد , به کوتاهی تمام سهم دقیقی در پیدا شدن متن حماسه ملی ایرانیان اشاره کرد . این نوشته دربردارنده هیچ مطلب تازه ای در احوال دقیقی نبود . همین پیتزی هفت سال بعد در اثری دیگر , باز به زندگی دقیقی پرداخت .

از میان فرانسویان , دارمستتر مستشرق مشهور در چند جای از اثار گوناگونخود از دقیقی یاد کرده است . احتمالا اولین بار در کتاب « مبادی شعر فارسی » است که در سال ۱۸۷۷ در پاریس منتشر شده .

سال ۱۸۹۲ تیودور نولدکه که براستی اعجوبه بلند قدر مطالعات ایرانی بود , در جلد دوم مجموعه تحقیقات مربوط به زبان فارسی که در شهر وین انتشار یافت , ضمن بحثی درباره شعر فارسی از سهم دقیقی در حماسه ایران بحث کرد و همانطور که چندسال پس از آن در رساله مهم « حماسه ملی ایرانیان » توجیه کرد , با قاطعیتی تمام , موضوع زرتشتی بودن دقیقی را یکی از مباحث اصلی بحث خود قرار داد .

در سال ۱۸۹۴ پیتزی ایتالیایی که نامش بمیان امد و گفته شد که در تالیفی کوتاه به دقیقی اشاره کرده است , در کتاب مفصلی با نام تاریخ شعر فارسی , که در دو جلد بزبان ایتالیایی در شهر تورنتو از شهرهای ایتالیا به چاپ رسید , آگاهیهای مختصری را که تا انزمان مستشرقان دیگر هم درباره دقیقی منتشر ساخته بودند در کتاب خود مندرج ساخت .

در همین سال ۱۸۹۴ اجزایی از جاد دوم کتاب « اساس فقه اللغه ایرانی » که از مهمترین آثار مستشرقان آلمانی در زمینه ایرانشناسی به معنای تام بود و دنباله اش تا سال ۱۹۰۴ کشید , در دسترس محققان قرار گرفت . اته نکته ی تازه ای درباره دقیقی اظهار نکرد . او به مانند دیگران معتقد به زرتشتی بودن دقیقی بود .

ناگفته نگذارم که نولدکه که در یکجا از تحقطیقات خود اشاره ها یا انتقادات تند و تلخ گونه ای فردوسی نسبت به دقیقی را ( در آنجا فردوسی حدیث خواب خود را به میام می آورد و نولدکه آن را تصور شاعرانه میداند , نه بیان حقیقت ) دور از جوانمردی دانسته است و فردوسی را در نظرهای انتقادیش صایب نمیداند .

در سال ۱۸۹۸ کتابی انتشار یافت که از یک حیث غیر مستقیم با زندگانی دقیقی پیوند داشت . این کتاب لغت فرس اسدی توسی است که بوسیله پل هرن آلمانی در برلین چاپ شد . هرن هم یکی از مستشرقینی است که دقیقی را زرتشتی میدانست . همینجا عرض کنم که هرن در سال ۱۹۰۹ که کتاب « تاریخ ادبیات فارسی » او در لایپزیک نشر شد , همین عقیده را در آن کتاب هم مندرج ساخت .

ادوارد براون که اولین مجلد از اثر پایدارش بنام « تاریخ ادبیات ایران » در سال ۱۹۰۲ انتشار یافت و از همان آغاز انتشار میان اهل تحقیق جایگاهی استوار یافت , در دو صفحه از آن کتاب به احوال دقیقی پرداخت و ضمن بازگویی و بازبینی آنچه در کتابها و ماخذ قدیم ایرانی دیده بود تا حدی به آرا مستشرقان نیز پرداخت . او پس از آن بحث کوتاهی درباره ممدوحین میاورد برخلاف پیشینیان خود اظهار عقیده میکند که دقیقی زرتشتی نبوده است . این اولین بار بود که در برابر عقاید نولدکه و اته و هرن , نظری مخالف ابراز میشد .

از میان مستشرقان روس بارتولد در سال ۱۹۱۳ مقاله ای درباره ی حماسه های زبان فارسی منشر ساخت . این همان مقاله است که به علت اهمیتش توسط مستشرق مشهور المانی شدر به المانی ترجمه و در مجله انجمن مستشرقان المان جلد ۹۸ سال ۱۹۴۴ چاپ شد .

در سال ۱۹۱۳ نخستین مجلد از چاپ اول دایره امعارف اسلام انتشار یافت . در این دایره امعارف ذیل تخلص دقیقی پنج شش سطری به احوال او اختصاص داشت . این اولین بار بود که نام دقیقی در یک دایره المعارف اروپایی وارد شده بود . در حالی که نام فردوسی و همگنان او سالها قبل از ان در دایره المعارفهای دیگر جایگاه خود را یافته بود . مقاله کوتاه دایره المعارف اسلام به قلم کلمان هوار مستشرق فرانسوی بود .

جاکسون مستشرق آمریکایی و استاد مشهور دانشگاه کلمبیا که بنیانگذار واقعی رشته ایرانشناسی در آمریکا کسی جز او نیست , در سال ۱۹۲۰ کتابی منتشر ساخت و اشاره ای به دقیقی کرد . این کتاب عالمانه ترین اثری بود که تا آن وقت در باب ادبیات فارسی در آمریکا انتشار یافت .

شدر در سال ۱۹۳۲ مقاله ای تحت عنوان « آیا دقیقی زرتشتی بود ؟ » در جشن نامه مستشرق مشهور جرج یاکوب به چاپ رسانید و این عقیده را اظهار کرد دقیقی زرتشتی نبوده است . در سال ۱۹۳۵ هانری ماسه کتابی تحت عنوان « فردوسی و حماسه ملی » منتشر ساخت که دربردارنده ی اشاراتی درباره دقیقی بود . در همین سال برتلس ایرانشناس شوروی , در رساله شعر فارسی ذکر دقیقی را بگونه ای کم و بیش گسترده آورد . این تحقیق در ۱۹۶۰ تجدید چاپ شد .

در سال ۱۹۳۷ فرانسیسکو گابریلی از مستشرقان ایتالیایی در مقاله ای که برای کتاب « تاریخ تمدن اسلامی » نوشت و در شهر ناپل چاپ رسید از دقیقی یاد کرد . او همان آگاهیها را ده سال بعد در مقاله ای دیگر مندرج ساخت . گابریلی در این نوشته فقط به اشاره ای از دقیقی گذشته است , زیرا نوشته هایش از تفصیل خالی است و برای عامه تحریر شده است .

اینک میرسیم به یکی از تالیفات شاخص شرقشناسی در زمینه تاریخ ادبی ایران و آن کتاب «تاریخ ادبیات ایرانی » تالیف یان ریپکا مستشرق چک است . تالیف ریپکا ابتدا در سال ۱۹۶۵ به زبان چکی در پراگ به چاپ رسید . سه سال بعد یعنی در سال ۱۹۵۹ ترجمه ی آلمانی آن در لایپزیک منتشر شد . ریپکا سه صفحه از این کتاب را به احوال دقیقی اختصاص داده است . آنچه در تحقیق او تازگی دارد اظهارنظریست که در باب کشته شدن دقیقی بدست میدهد و علت آن را به دلایل آنچه فردوسی در حق دقیقی آورده است به اخلاق خشونت آمیز و تند دقیقی منحصر میکند .

بی مناسبت نیست آنچه را درباره سهم دقیقی گفته است بیاورم . او میگوید زحمات دقیقی مقدمه بلافصل شاهنامه فردوسی بود و هنوز هم آثار آن در این منظومه به روشنی قابل در ک است .درست است که دقیقی به تنمهایی مبتکر سبک و وزن حماسی نبود ولی بی شک در پیشرفت این دو سهیم بوده است و نمونه ای پرداخته است که فردوسی هم بدنبال آن رفته است .

پس از ریپکا , آربری یکی از مستشرقان انگلیسی در سال ۱۹۵۸ کتابی بنام « ادبیات کلاسیک فارسی » در لندن نشر کرد که فقط نامی از دقیقی به جهت آغاز شدن شاهنامه به توسط دقیقی در آن آمده است .

در سال ۱۹۶۰ یک تحقیق و یک اشاره درباره دقیقی انتشار یافت . تحقیق عبارت بود از تجدید چاپ فصلی که برتلس در سال ۱۹۳۵ درباره شعر فارسی منشر کرده بود و به احوال دقیقی هم پرداخته بود . این تحقیق در سال ۱۹۶۰ جزو کتاب تاریخ ادبیات فارسی تاجیکی دوباره انتشار یافت و بطور نسبی یکی از گسترده ترین نوشته ها در احوال دقیقی است . ضمن ان ترجمه روسی مقداری از ابیات دقیقی را نیز بدست داده است .

در سال ۱۹۶۱ ان قسمت از چاپ دوم دایره المعارف اسلام دریردارنده احوال دقیقی بود منتشر شد . این چاپ همان مقاله کوتاه و قدیمی چاپ اول را که نوشته کلمان هوار بود با تجدید نظرهای هانری ماسه در بر دارد .

در سال ۱۹۶۴ کتاب عالمانه ژیلبر لازار فرانسوی تحت عنوان « نخستین شاعران زبان فارسی و اشعار پراکنده قدیمیترین شعرای فارسی زبان » در دو جز؛ نشر شد . یک جز؛ حاوی تحقیق در احوال شاعران و از جمله دقیقی بود . جز؛ دیگر دربردارنده متون اشعاری است که از شاعران پیشگام در شعر فارسی در دست است و از جمله دویست و سی و دو بیت از دقیقی را شامل میشود .

در سال ۱۹۶۹ کتاب مختصر روبن لوی به نام « مقدمه ادبیات فارسی » در لندن چاپ شد اما جز اشاره به نام دقیقی مطلبی را درباره ی او نداشت .

در همین سال اسکار چیا ایتالیایی مقاله ای در باب ادبیات فارسی در کتاب « تاریخ ادبیات شرقی » چاپ میلان منتشر ساخت که باز دربردارنده اشاره ای بود به نام دقیقی . پس از او ایتالیایی دیگری به نام آنجلو پیه مونته در کتاب دو جلدی خود به نام تاریخ ادبیات فارسی چند سطری را به احوال دقیقی اختصاص داد و همان مطالب معمولی را به چکیدگی تمام در آن آورد و ضمن آن ترجمه ی ابیاتی را که اسکار چیا از دقیقی به ایتالیایی تهیه کرده بود , گنجاند و این نوشته آخرین ماخذی است که از کارهی مستشرقان درباره ی دقیقی دیده ایم .

این مقاله در سال ۱۳۵۵ نوشته شده است .

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*