آخرین خبرها
خانه / مقالات / بررسی ویژگیها و روش ویرایش نامه ی باستان و معرفی آثار استاد میرجلال الدین کزازی در زمینه ی شاهنامه، اسطوره شناسی و زبان فارسی/ زاگرس زند

بررسی ویژگیها و روش ویرایش نامه ی باستان و معرفی آثار استاد میرجلال الدین کزازی در زمینه ی شاهنامه، اسطوره شناسی و زبان فارسی/ زاگرس زند

پیشکش به شاهنامه شناس فرهیخته، استاد کزازی ارجمند، که دانش ایران شناسی و منش والای ایرانی را یکجا دارد.   در این جستار که در پنج بخش گردآمده است، کوشش شده تمامی نوشته ها، پژوهش ها، ویرایش ها و ترجمه های استاد کزازی، که درباره ی شاهنامه و پیرامون دانش ها و شاخه های در پیوند با آن چاپ شده و نگارنده به آن ها دسترسی داشته، بررسی و دسته بندی شوند. این پنج بخش شامل: ۱- نامه ی باستان(ویرایش و گزارش شاهنامه)، ۲- شاهنامه پژوهی و اسطوره شناسی(الف- کتابها و ب- مدخل های…

بازبینی کلی

امتیاز کاربر: اولین نفر باشید!
0
زاگرس زند

زاگرس زند

پیشکش به شاهنامه شناس فرهیخته، استاد کزازی ارجمند،

که دانش ایران شناسی و منش والای ایرانی را یکجا دارد.

 
در این جستار که در پنج بخش گردآمده است، کوشش شده تمامی نوشته ها، پژوهش ها، ویرایش ها و ترجمه های استاد کزازی، که درباره ی شاهنامه و پیرامون دانش ها و شاخه های در پیوند با آن چاپ شده و نگارنده به آن ها دسترسی داشته، بررسی و دسته بندی شوند. این پنج بخش شامل: ۱- نامه ی باستان(ویرایش و گزارش شاهنامه)، ۲- شاهنامه پژوهی و اسطوره شناسی(الف- کتابها و ب- مدخل های دانشنامه ای)، ۳- زبان فارسی و ریشه شناسی، ۴- ترجمه ها و ۵- ویرایش ها است. بی گمان پرداختن همه جانبه و گسترده به همه ی این آثار نه در یک جستار می گنجد و نه در توان و دانش نگارنده است. از این رو به ناچار در برخی بخش ها بیشتر به شناسایی و دسته بندی بسنده شده است و از میان همه، نامه ی باستان به دلیل جایگاه و ارزش ویژه و نیز گسترده و درازدامن بودنش، بیشتر کاوش و بررسی شده و در بخشی جداگانه جای داده شده است.

الف- نامه ی باستان

نامه ی باستان بیشتر و از آغاز بر پایه ی شاهنامه ی چاپ مسکو بوده اما در آن از چندین چاپ(ویراسته) و دو دستنویس[۱] نیز بهره گرفته شده است؛ از جمله ویراسته های: ژول مول[۲]، جلال خالقی مطلق[۳]، کلاله خاور[۴]، محمد دبیرسیاقی[۵](از جلد یکم نامه باستان)[۶]، مجتبی مینوی(در جلد دوم و برای داستان رستم و سهراب)[۷]، مصطفی جیحونی[۸](از جلد چهارم) و نیز دستنویس های فلورانس(۶۱۴ق)[۹] و کناره ی ظفرنامه حمدالله مستوفی[۱۰](۸۰۲ق)(از جلد دوم)[۱۱]. از میان چاپ ها، دو چاپ کلاله خاور و دبیرسیاقی به دلیل پیروی نکردن از روش ویرایش علمی، در دست نداشتن کهن ترین و معتبرترین دستنویس ها و نیز بهره گیری و پیروی زیاد از چاپ کم ارزش ترنر مکن(۱۸۲۹م، هند)[۱۲]، خطاها، کاستی ها و برافزوده های بسیار دارند و بهره گیری از آنها کمک شایانی به ویرایش شاهنامه نمی کند. از سوی دیگر به کارگیری به جا و دانشورانه ی دو دستنویس با ارزش فلورانس و کناره ی ظفرنامه و شش ویراسته ی معتبر بر ارزش و اعتبار نامه ی باستان افزوده است.

نامه ی باستان در ۹ جلد[۱۳] وزیری در انتشارات سمت از سال ۱۳۷۹ تا ۱۳۸۷ خورشیدی چاپ شده و تاکنون بارها بازچاپ شده است. بخش بندی داستانها در این مجموعه به این گونه است: جلد یکم(چاپ نخست۱۳۷۹) از آغاز تا منوچهر در۴۸۱ صفحه؛ جلد دوم(چاپ نخست۱۳۸۱) از نوذر تا پایان رستم و سهراب در ۶۸۶ صفحه؛ جلد سوم(چاپ نخست۱۳۸۲) داستان سیاوش در ۶۱۲ صفحه؛ جلد چهارم(چاپ نخست۱۳۸۳) از داستان فرود تا اکوان دیو در ۷۵۲ صفحه؛ جلد پنجم(چاپ نخست۱۳۸۴) از داستان بیژن و منیژه تا لهراسب در ۹۷۵ صفحه؛ جلد ششم(چاپ نخست۱۳۸۴) از لهراسب تا دارای داراب در۹۳۰ صفحه؛ جلد هفتم(چاپ نخست۱۳۸۵) از اسکندر تا بهرام گور در۹۴۰ صفحه؛ جلد هشتم(چاپ نخست۱۳۸۶) از یزدگرد تا هرمزد در۸۱۴ صفحه؛ جلد نهم(چاپ نخست۱۳۸۷) از خسروپرویز تا یزدگرد سوم در ۵۷۶ صفحه. که بر روی هم در ۹ جلد به ۶۷۶۶ صفحه می رسد که در میان انگشت شمار ویرایش ها و گزارشهای متون نظم ونثر ادب فارسی که تاکنون به چاپ رسیده است، از بزرگترین و مفصل ترین آنها به شمار می آید[۱۴].

به جز پنج مقاله از دکتر سجاد آیدنلو جستار دیگری در معرفی یا نقد نامه ی باستان (البته در دایره ی جستجوی نگارنده) یافت نشد که با توجه به اهمیت و ارزش کتاب و شمار فراوان دانشجویان، استادان زبان و ادب فارسی و نیز شاهنامه پژوهان، جای شگفتی و گلایه دارد. هر یک از مقاله های دکتر آیدنلو به یک جلد (از یکم تا پنجم) از نامه ی باستان پرداخته است که از سال ۸۰ تا ۸۶ به چاپ رسیده اند[۱۵]. در هر مقاله پس از اشاره به ارزش و جایگاه کار استاد کزازی در ویرایش و گزارش شاهنامه و کمبود این گونه کارهای فراگیر و فراخ دامن درباره ی شاهنامه، با باریک بینی مواردی از گزینش واژگان از دستنویس ها یا ویرایش های قیاسی و یا در بخش گزارش، بررسی شده و پس از نقدها و انگاره هایی چند، پیشنهادهایی داده شده است(آیدنلو، ۱۳۸۰؛ ۱۳۸۲؛ ۱۳۸۵؛ ۱۳۸۶).

در نامه ی باستان از جلد دوم شیوه ی گزارش و رویکرد کمی دیگرگون شد. بخشی محتوایی است ازجمله گزارش گسترده تر با این هدف که برای خوانندگان بیشتری سودمند بیافتد و تنها برای دانشگاهیان نباشد و بخشی نیز در آرایش و ساختار کتاب است از جمله بردن برافزوده ها به پایان کتاب. از این جلد برخی اختلاف دستنویسها(دگرنوشت ها)[۱۶] در مورد ریخت واژگان یا کاستی ها و افزودگی ها بررسی و دلیل گزینش بیان شده است. همچنین بهره گرفتن از دو دستنویس فلورانس و کناره ی ظفرنامه[۱۷] از این جلد به بعد بر ارزش این ویرایش افزوده است؛ چراکه در کار ویرایش متنهای کهن بایسته است بیشتر از دستنویس ها(آن هم دستنویس های کهن تر و معتبرتر) بهره گرفته شود و چاپها(آن هم چاپهای معتبر و روشمند)،که خود ویرایشی از دستنویس ها هستند، دست مایه های فرعی ویرایش می توانند باشند.

هر جلد از این مجموعه دارای ۴ بخش است: بخش نخست دیباچه و جستاری در شاهنامه پژوهی از نویسنده؛ بخش دوم بیت های شاهنامه به ویرایش و گزینش نویسنده؛ بخش سوم گزارش و شرح و معنی بیتها و داستانها؛ بخش چهارم دو واژه نامه و کتابنامه. در ادامه به فراخی به ویژگیهای هر بخش پرداخته خواهد شد.

بخش نخست کتاب:

نه جستار پیرامون اسطوره شناسی و شاهنامه پژوهی در آغاز هر جلد نامه ی باستان منتشر شده است؛ دیباچه ای بی نام در سنجش شاهنامه با حماسه های یونان و روم و درباره ی شعر ناب(جلد۱)؛ دیباچه ای بی نام در نقد آشفتگی هنر و فرهنگ(جلد۲)؛ «تاریخی شدن اسطوره و اسطوره ای شدن تاریخ[۱۸]»(جلد۳)؛ «خودکامگی خاورانه و فرمانروایی ایرانی»(جلد۴)؛ «قافیه در شاهنامه»(جلد۵)؛ «آرش کمانگیر»[۱۹](جلد۶)؛ «ویرایش نو از متن کهن»[۲۰](جلد۷)؛ «بزم یا رزم: کدامیک؟»[۲۱](جلد۸)؛ «زال: زروان شاهنامه»[۲۲](جلد۹)[۲۳]. نویسنده در هر جستار که همانند دیباچه یا درآمد سخن برای هر جلد است، پرسش یا انگاره ای دانشورانه را در زمینه ای از دانش شاهنامه شناسی با خواننده در میان نهاده و گاه بخشهایی تاریک از این دانش را کاویده است.

بخش دوم کتاب:

این بخش در هر جلد، بیت های ویراسته ی شاهنامه است و البته بسیاری از بخشهایی را که ویراستار گرامی برافزوده(الحاقی) دانسته است(که در چاپهای دیگر اصلی دانسته شده اند) نیز دارد. در جلد یکم، این بخشهای برافزوده در دو قلاب] [ و در درون داستانها هستند ولی از جلد دوم، به پایان این بخش(پس از پایان داستانها در هر جلد) جابه جا شده اند. از ویژگیهای برجسته ی این بخش دقت و باریک بینی ویراستار در حرکت گذاری(زیر و زبر گذاری) و نشانه های سجاوندی است. بهره گیری های فراوان و به جا از نشانه های: نقطه، ویرگول، نقطه- ویرگول، گیومه، نشانه های پرسشی، تعجبی و پرسشی- تعجبی(؟!)، خواندن متن و درک و دریافت خواننده از معنی جمله ها و بیتها را بسیار آسان تر کرده است. این ویژگی نه تنها برای خواننده ی عمومی بلکه برای دانشجویان، دانش آموختگان و استادان ادب فارسی نیز بسیار راهگشاست چراکه درست خوانی متن شاهنامه بسیار دشوار و مهم است و گام نخست در دریافت معنی روایت و فهم و تفسیر آن نیز همین خواندن درست واژه ها و دانستن آغاز و انجام هر جمله و جداکردن بازگفت ها(نقل قول) است. در این راستا، ویراستار گرامی این دشواری را که هم نیازمند صرف زمان زیاد است و هم رسیدن به فهم و داوری درست در بسیاری از دشواری های بیت ها و داستانها، برخود هموار کرده است. برخی داستانهای شاهنامه پر از بازگفت ها و جمله های کوتاه، بلند و معترضه است که جداسازی آنها کار ساده ای نیست. گاهی یک بازگفت یا زبانزد(مثل) در درون بازگفتی دیگر جای گرفته است. نیز شناسایی نهاد، فعل و دیگر اجزای جمله همیشه ساده و آشکار نیست. از این رو ویراستار پیش از نشانه گذاری ها می بایست همه ی این بررسی ها و واکاوی ها را انجام داده و به دید و داوری شایسته ای رسیده باشد که بایسته ی این مهم، دانش و تیزهوشی بسیار و آشنایی با سبک و زبان شاهنامه و دیگر متنهای نظم فارسی است.

به گمان نگارنده، ویرایش شاهنامه از گزارش آن بسیار دشوارتر و مهم تر است؛ البته ویرایشی دانشورانه و روشمند. چراکه نیازمند دانش و چیرگی بسیار و بسنده در چند زمینه است که از آن میان می توان به دستنویس شناسی، زبان شناسی، خط شناسی، ریشه شناسی، زبانهای باستانی و میانه ایرانی، گویشهای ایرانی نو، ادب نظم ونثر فارسی نو، تحولات خط و زبان فارسی، اسطوره شناسی، حماسه پژوهی، خداینامه پژوهی، ادیان ایران باستان، تاریخ فرهنگ ایران، فرهنگ عامه، تاریخ ایران باستان و تاریخهای ملی ایرانی(عربی و فارسی) اشاره کرد[۲۴]. روشن است که ویراستار شاهنامه به هر میزان که در این زمینه ها کاستی و کمبود داشته باشد یا باوری به بایستگیِ دانستن آنها نداشته باشد، از درستی و اعتبار کار او کاسته خواهد شد. شاهنامه تنها متنی ادبی یا یک دیوان شعر نیست که یک متخصص ادب فارسی پس از شناخت خط و زبان فارسی و آشنایی با واژگان، دستور زبان و نیز عروض و قافیه و حتی همه ی نظم فارسی بر همه ی سویه ها و دشواریهای آن چیره و آگاه باشد. شاهنامه تاریخ روایی یا ملی ایران باستان از روزگار اسطوره تا پایان ساسانیان است که دوره به دوره هزاران نکته از فرهنگ، دانش ها، جهان بینی و فلسفه و حکمت ایرانی لابه لای داستانها و گفتگوها جا داده شده و واپسین جامه ی آن را فرزانه ی توس از زبان و ادب فارسی دوخته و آراسته و بر پیکر آن پوشانیده است. بسیاری از نامهای کسان و جای ها در منابع شاهنامه، همان ریخت زبانی میانه یا باستان خود را داشته اند(اوستایی، فارسی باستان یا فارسی میانه) یا با کمی دگرگونی یا گشتگی(تصحیف) به شاهنامه راه یافته اند. بازشناسی و ویرایش آنها پس از بیش از هزار سال و از راه دستنویس های گوناگون و پرخطا، بسیار دشوار است و تنها با دانستن زبانهای باستانی شدنی می نماید.

ویراستار گرامی با بهره گیری از همه ی ابزارهای بایسته و اندوخته های خود، و بهره گیری هوشمندانه از ویرایش ها و گزارش های اندک موجود، و با سنجش، گزینش و آمیزش دستنویس ها و چاپ هایی که اشاره شد، به ویرایشی پاکیزه تر و نژاده تر از متن شاهنامه رسیده است. با این کار بسیاری از ریخت های اصلی و کهن تر واژه ها و نام ها که در برنویس های سده های سپسین با ریختهای نو جابه جا شده بودند، به متن شاهنامه بازگشتند. همچنین برخی داستانها و بیت های برافزوده که سده ها از فردوسی دانسته می شد، از متن زدوده شدند[۲۵]. گرچه تا زمانیکه دستنویسی درست و کامل از روزگار فردوسی یافته شود، همه ی ویرایش ها کاستی ها و دگرگونی های زیادی با سروده ی فرزانه ی توس دارند و هدف ویرایش علمی نزدیک شدن بیش از پیش به اصل شاهنامه ی فردوسی است[۲۶].

بخش سوم کتاب:

این بخش گزارش، معنی و شرح فراخ و باریک بینانه ی واژه ها، بیت ها و داستان های شاهنامه است که گسترده ترین و از دید بسیاری از شاهنامه پژوهان سودمندترین بخش نامه ی باستان قلمداد می شود. در این بخش رویکردهای ریشه شناسی و ریخت شناسی واژه های شاهنامه، جغرافیای تاریخی، اسطوره شناسی، نمادشناسی، سبک شناسی، ادیان ایران باستان، باورشناسی و زیبایی شناسی ادبی به کار گرفته شده است. درباره ی جایابی نام جای ها از معتبرترین و کهن ترین نوشته های جغرافیایی گواه ها و نمونه های بسیار آمده است[۲۷]. درباره ی ریشه شناسی و معنای نام کسان به انگاره های بسیاری از ایران شناسان و زبان شناسان اشاره شده[۲۸] و گاه نویسنده انگاره خویش را نیز در میان نهاده است. درباره ی اسطوره های ایرانی نیز نویسنده با بهره گیری از متون اوستایی و فارسی میانه و گاه آوردن بخشهایی از آنها، به گونه های کهن تر و نژاده تر داستان ها و رخداد ها پرداخته است. با گرد آمدن این ویژگی ها و رویکرد ها و با معنی و گزارش بیت های دشوار و گره گشایی از برخی پیچیدگی ها و گنگی های موجود(که در شاهنامه کم نیستند)، بی گمان نامه ی باستان یکی از کامل ترین و سودمندترین گزارش های شاهنامه در جهان شاهنامه شناسی قلمداد می شود و از دید برخی رویکردها و در گزارش برخی بیت ها و دشواری ها یگانه منبعی است که راهنما و گره گشاست.

بخش چهارم کتاب:

در پایان هر جلد دو واژه نامه دیده می شود: نخست، واژه های پارسی که برابرنهادِ واژه های بیگانه اند و بیشتر آنها پیشنهاد نویسنده است به همراه واژه ی بیگانه ی برابرنهاد، که به ترتیب الفبایی زیر نام “فرهنگ واژگان” آمده اند. این بخش هم برای فهم متن نویسنده و هم برای یادگیری علاقمندان سودمند است. دودیگر، واژه نامه ای به ترتیب الفبایی از واژه های ریشه شناسی شده در متن است زیر نام “واژه نمای ریشه شناختی” و با شماره ی بیت مشخص شده و برای دیدن ریشه و ریختهای پیشین نامها و واژه ها بسیار راهگشا است. پس از واژه نامه ها و در انجامِ هر جلد منابع و آبشخورهای به کار گرفته شده در گزارش بیتها زیر نام “کتابنما” فهرست شده و در دو بخش منابع فارسی و غیرفارسی دیده می شوند. همچنین در جلدهای یکم و چهارم بخش منابع غیر فارسی با حروف اختصاری و زیر نام “فهرست اختصارات” جدا شده است.

ب- دیگر پژوهش ها

شاهنامه دانشنامه ی اسطوره، تاریخ و فرهنگ ایرانی یا به گفته ی استاد کزازی؛ “نامه ی فرهنگ و منش ایرانی”[۲۹] است. از این رو هر شاهنامه شناسی ناگزیر از پژوهش در حوزه های گونانون ایرانشناسی است و بایسته تر آن است که این کوشش ها و فراگیری ها پیش از دست یازیدن به ویرایش متن و گزارش نویسی انجام گیرد. بسیاری از کژفهمی ها و درماندگی ها در دریافت درست متن شاهنامه یا فهم لایه های زیرین و اندیشه های پشت بیت ها، ریشه در بی توجهی به برخی سویه های دانش ایرانشناسی و کم دانشی شاهنامه پژوهان در این زمینه دارد. استاد کزازی در بسیاری از دانش ها و رشته ها به پژوهش دست زده و نوشته های ارزنده ای منتشر کرده اند که از آن میان می توان به این موارد اشاره کرد: اسطوره شناسی، فرهنگ ایران باستان، باورها و دینهای ایران باستان، جشن های ایرانی، ریشه شناسی، زبان و ادب فارسی، حماسه پژوهی، اسطوره و حماسه های یونان و روم، روانشناسی، داستان نویسی، سرودن شعر، سفرنامه نویسی، ترجمه ی ادب حماسی اروپا. در ادامه، و در چهار بخش، به مواردی که در دانش ایرانشناسی و شاهنامه شناسی می گنجد(نوشتار، ویراش و ترجمه) اشاره می شود.
درباره ی شاهنامه و اسطوره شناسی

۱-۱- کتابها:

از گونه ای دیگر(جستارهایی در فرهنگ و ادب ایران)

در این مجموعه جستارها، سه جستار شاهنامه شناختی با نامهای: «سهراب و سیاوش، گومیچشن و ویچارشن»، «ستیز ناسازها در رستم و اسفندیار»، «فریدون و پرسه در افسانه های ایران و یونان» و ترجمه ی یک جستار از نیبرگ[۳۰] با نام «افسانه ی گرشاسب»[۳۱] که در پیوند با شاهنامه و حماسه های ایرانی هستند و چند جستار ایران شناختی پیرامون اسطوره ها و دینهای ایرانی دیده می شود.

رویا، اسطوره، حماسه

در این کتاب نویسنده به ویژگی های اسطوره و پیوند آن با رویا، خودآگاه و ناخودآگاه آدمی پرداخته است. همچنین پیوند اسطوره با حماسه و همانندی های این دو در زیرساخت و نمادشناسی و مناسبت آنها با خواب و رویا بررسی شده است. نویسنده از دیدگاه اسطوره شناسی و مکتب “روانشناسی ژرفا” ی کارل گوستاو یونگ[۳۲] بهره برده و پیوند اسطوره، خواب و ناخودآگاه را با رویکرد یونگی بررسیده است. در پایان کتاب در چند جستار با عنوانهای: «نماد»، «نمادهای روز و شب در شاهنامه»، «حماسه» و «گونه های حماسه» دیده می شود. در جستار «نمادهای روز و شب در شاهنامه» سنجشی میان ایرانیان و تورانیان با رویکرد نمادشناسی روشنی(روز) و تاریکی(شب) انجام شده که نشان می دهد چگونه و تا چه میزان نمادها در شاهنامه به کار گرفته شده اند.

مازهای راز(جستارهایی در شاهنامه)

در این مجموعه جستارها، نوشتارهایی با نامهای: «نمادشناسی اسطوره ای در داستان ضحاک»، «نهادشناسی یا ژرفاشناسی شاهنامه»، «شاهنامه نامه ی شاهان نیست»، «منش و آرمان پهلوانی در شاهنامه و حماسه های دیگر»، «شناخت در شاهنامه و در آیینهای درویشی»، «آتش، آن جاودانه ی سپند» گردآمده اند.

پرنیان پندار(جستارهایی در ادب و فرهنگ)

این کتاب مجموعه ای از جستارهای استاد کزازی در حوزه های ادب و فرهنگ ایران و ایران شناسی است که در سالهای ۱۳۷۰ تا ۱۳۷۵ در نشریات گوناگون به چاپ رسیده اند. در این میان جستار کوتاهی با نام: «مازهای راز در شاهنامه» و چند جستار درباره ی “اسکندر”، ریشه های “نوروز”، ادب داستانی ایرانی و نیز در حوزه های اسطوره شناسی، واژه شناسی و زبان فارسی دیده می شود که همگی برای شناخت بهتر و بیشتر حماسه ی ملی ایران بایسته و راهگشا هستند.

آب و آینه

مجموعه ای است از جستارهایی در فرهنگ و ادب ایرانی که مقالاتی در زمینه ی اسطوره شناسی و ایران باستان نیز دارد.

تندبادی از کنج(گزارشی از داستان رستم و سهراب شاهنامه)
خشم در چشم(گزارشی از داستان رستم و اسفندیار شاهنامه)

این دو کتاب، دو داستان “رستم و سهراب” و “رستم و اسفندیار” از شاهنامه ی ویراسته ی استاد کزازی هستند همراه گزارش بیت ها و تحلیل داستان. در هر کتاب، پس از چند بیت از داستان به معنی و گزارش بیتها پرداخته شده، سپس ادامه ی بیتها و گزارش آنها آمده و این روند تا پایان داستان ادامه یافته است. البته این دو داستان و گزارش آنها پیشتر در نامه ی باستان به چاپ رسیده بود اما در این کتابها نکات و برداشتهایی بیشتر، ژرفکاوانه تر و گاه تازه تر آمده است تا برای دانشجویان ادب فارسی و شاهنامه پژوهان سودمند تر باشد. از آن رو که این دو داستان نامدارترین بخشهای شاهنامه اند و بیشترین نوشته ها و دیدگاهها درباره ی این داستانها بیان شده است[۳۳] و نیز در دانشگاه ها از بخشهای مورد توجه برای آموزش اند، چاپ جداگانه ی آنها نیز شایسته و سودمند می نماید.

در آسمان جان

بیشتر جستارهای این کتاب پیرامون جهان شاهنامه و حماسه و اسطوره های ایرانی است مانند: «شاهنامه نامه ی فرهنگ و منش ایران»، «چرا شاهنامه را دوست داریم؟»، «زال: زروان شاهنامه»، «مارمرد با دار و برد»[۳۴]، «ویرایش نو از شاهکار کهن» و «پیران پارسی: فردوسی و رودکی». همچنین نوشتارهایی درباره ی آرش کمانگیر، نوروز، چند واژه ی شاهنامه ای و دیگر گوشه های ایران شناسی در میان این جستارها دیده می شود.

سخنی از سیمرغ(گفتگو با دکتر میرجلال الدین کزازی پیرامون شاهنامه فردوسی)

در این کتاب و در چارچوب پرسش و پاسخ و گفتگوی سامان اصفهانی با استاد کزازی برخی از زمینه های شاهنامه شناسی، زبان فارسی و اسطوره های ایرانی کاویده شده است که از آن میان می توان به: جهان بینی فردوسی، فر در شاهنامه، تفاوت شاهنامه با دیگر حماسه ها، داستان پردازی در شاهنامه، ارزش شعری شاهنامه، گرشاسب، اسکندر، زنان شاهنامه، کارکرد شاهنامه در جهان امروز اشاره کرد[۳۵].

شگرف و شگفت(جستارها و نوشتارهایی در فرهنگ و ادب ایران)

در این کتاب که در سه بخش: “جستارها”، “نوشته های نگارین” و “دیباچه های کتابها” گردآمده است، چند جستار در زمینه ی شاهنامه به چشم می خورد با نامهای: «شاهنامه و گشتاسپنامه: دبستان و سبک»، «رخش و آذرگشسب»، «کارکرد آیینی و نمادین آب در شاهنامه» و «هنر، اسطوره، رویا» که درباره ی شاهنامه شناسی و اسطوره های ایرانی اند. این کتاب از دست کتابهایی است که نویسنده “جنگینه” نامیده است.

دفتر دانایی و داد(شاهنامه به نثر)

از چند دهه پیش دلبستگی زیادی برای نوشتن و خواندن داستانهای شاهنامه به نثر به وجود آمد. به دلیل بلند بودن داستانهای شاهنامه و نیز دشواری خوانش و درک بایسته ی بیت ها، گرایش به خواندن ساده و فشرده ای از داستانها همواره وجود داشته است. از این رو برخی نویسندگان که بیشترشان شاهنامه شناس نبودند به این مهم دست زده و شمار زیادی از نثر داستانهای شاهنامه(گزیده یا کامل) به بازار کتاب روانه شد که از آن میان می توان به چند نویسنده که کتاب آنها بیشتر شناخته شده و خوانده می شود اشاره کرد: ایرج گلسرخی[۳۶]، محمد دبیرسیاقی[۳۷]، اقبال یغمایی[۳۸] و میترا مهرآبادی[۳۹]. اما بازنویسی به نثر استاد کزازی از شاهنامه از گونه ی دیگری است. بدین معنی که نویسنده شاهنامه شناس و ویراستار شاهنامه است و روند داستانها با باریک بینی از متن ویراسته و پیراسته ی شاهنامه برگرفته شده و نه از شاهنامه های پرخطای پیشین. همچنین روایت درست و دقیق برخی رخدادها نیاز به درک و داوری پیش از نگارش دارد که نویسنده در کار گزارش شاهنامه در نامه ی باستان و پژوهشهایش به آن پرداخته است. ویژگی دیگر این کار زبان هماهنگ و همسو با حماسه ی ملی است. زبانی پارسی، استوار و شاهنامه ای که بتواند هرچه بیشتر حس و حال و هوای شاهنامه را همانند متن اصلی به خواننده برساند نه اینکه تنها روایتی ساده و دم دستی از رخدادها، پهلوانان و شاهان باشد. از این رو شاید بی گزافه بتوان گفت که درست ترین و هماهنگ ترین “شاهنامه به نثر” در میان این دسته از کتابها، دفتر دانایی و داد است.

فرزند ایران(داستان)

این کتاب یکی از سه گانه های داستانی نویسنده است که برپایه ی داده های تاریخی و اسطوره ای- افسانه ای نوشته شده اند و می توان آنها را در میان “رمانهای تاریخی” ایرانی یا “زیسنامه های داستانی” جای داد. فرزند ایران[۴۰] داستان زندگی فردوسی و سرگذشت سرودن شاهنامه و دشواری های آن کار است که نویسنده با بهره گیری از داده های درون شاهنامه که گوشه هایی از زندگی فردوسی را نشان می دهد و تذکره ها و نوشته های پس از فردوسی شالوده ی داستان را ریخته و سپس با پندار ژرف و خیال نازک خود تصویری روشن تر از آن برساخته و در گام فرجامین جامه ای زیبا و شایسته از زبان هنری و هماهنگ بر آن پوشانده است که نشان از توان و چیرگی نویسنده بر این سه زمینه دارد. بهره گیری از منابع اصلی تاریخی و اسطوره ای برای هر سه کتاب گواه این سخن است. دو کتاب دیگر یکی درباره ی اشو زردشت و سرگذشت اسطوره ای – تاریخی اوست با نام وخشور ایران[۴۱]، و دیگری درباره ی زندگی کورش هخامنشی است با نام پدر ایران[۴۲]. گفتنی است که این سه گانه بسیار مورد توجه و پسند جامعه ی کتاب خوان ایرانی قرار گرفته و در زمان کوتاهی به چاپهای دوم و سوم رسیدند.

از دیگر مقالات استاد کزازی می توان سه مقاله زیر را نام برد:

«پیمان پیوند در شاهنامه»۱۳۷۹، «قافیه در شاهنامه»، فصلنامه تخصصی زبان و ادبیات، بهار ۱۳۸۴، و «شیوه ی شناخت در جهان بینی فردوسی»، متن سخنرانی استاد کزازی در همایش بین المللی هزارمین سال سرایش شاهنامه، که در مرکز دایره المعارف بزرگ اسلامی به سال ۱۳۹۰ برپا شد.

۲-۱- مدخل های دانشنامه ای

یکی از مهمترین دستاوردهای علمی و ارزشمند هر ملت دانشنامه های عمومی یا تخصصی ویژه ی فرهنگ آن ملت است. مقالات دانشنامه ای می بایست با دقیق ترین شیوه و استوار به مهمترین منابع و آبشخورها در آن رشته و موضوع نوشته شوند که در این صورت نشان دهنده ی آگاهی نویسنده از آن موضوع و شناخت منابع است. یکی از بهترین و روشمندترین دانشنامه ها در ایران دانشنامه ی زبان و ادب فارسی است که در فرهنگستان زبان و ادب فارسی به چاپ می رسد و تاکنون ۵ جلد آن منتشر شده است. استاد کزازی چهار مدخل در پیوند با شاهنامه را در این دانشنامه نوشته اند:

مدخل«سیامک»(جلد۴، ۱۳۹۱،۵۱-۵۲)، مدخل«سیاوش»(جلد۴، ۱۳۹۱،۵۲-۵۵)، مدخل«شاهنامه ی نادری»(جلد۴، ۱۳۹۱،۱۷۹-۱۸۰) و مدخل«گودرز»(جلد۵، ۱۳۹۳،۵۴۴-۵۴۶) که در دانشنامه ی زبان و ادب فارسی به سرپرستی اسماعیل سعادت، فرهنگستان زبان و ادب فارسی، به چاپ رسیدند. همچنین هر چهار مدخل در: فردوسی و شاهنامه سرایی(برگزیده ی مقالات دانشنامه ی زبان و ادب فارسی)، فرهنگستان زبان و ادب فارسی، ۱۳۹۰، بازچاپ شده اند.

در زمینه ی زبان فارسی

دُر دریای دری

در این کتاب تاریخ شعر فارسی در یک قصیده ی بلند در ۲۸۷ بیت سروده شده است که در آن شاعران فارسی سرا و دیوانها و منظومه هایشان یک به یک و پیاپی بررسی شده اند.

فرهنگ پارسی

این کتاب گردآوری واژه های پارسی و برابرنهادهای پیشنهادی استاد کزازی است که دکتر فاطمه غفوری از میان نوشته ها و کتابهای ایشان یکجا به چاپ رسانده است. از آن رو که پیشنهادها برپایه ی متن های زبانهای باستان و میانه ی ایرانی و با آگاهی از متون نظم و نثر فارسی و چارچوب دگرگونی های زبانی انجام پذیرفته است، برای نویسندگان و مترجمان ایرانی بسیار سودمند و راهنما است.

آوایی از ژرفا(گفت و شنودهای محمدرضا ارشاد با دکتر میرجلال الدین کزازی در پدیدارشناسی زبان پارسی)

گفتگوهای این کتاب پیرامون: چیستی و خاستگاه زبان و پیوند آن با روان و ناخودآگاه آدمی، پیوند زبان و هویت ایرانی، زبان و شعر و دیگر زمینه های زبان شناختی است. در برخی فرازهای این کتاب به زبان شاهنامه و نقش مهم فردوسی در پاسداری زبان فارسی و هویت ملی اشاره شده است. از آنجا که زبان شاهنامه بیش از هر متن دیگری فارسی و پیراسته از زبانهای دیگر است، و از پیامدهای سودمند آن رواج و آموزش زبان فارسی بوده است، این کتاب و اندیشه های استاد کزازی که در زمینه ی واژه سازی و فارسی گرایی، نامدار و سرآمد استادان ادب فارسی هستند، برای آشنایی بیشتر با متن و زبان شاهنامه و زبان فردوسی بسیار آموختنی و راهگشا می تواند باشد.

نارنجستان ناخودآگاهی

این کتاب چهارمین اثر از مجموعه جستارهای نویسنده است که پیش تر در مجله های گوناگون به چاپ رسیده و استاد نام “جنگینه” را بر آنها نهاده اند. جستارهای این کتاب در سالهای ۹۳ و ۹۴ نوشته شده و بیشتر در زمینه ی زبان شناسی و ریشه شناسی واژگان است. ” نوشته های کوتاه نگارین” و “دیباچه ها” دو بخش دیگر این کتاب هستند. نویسنده در جستارهای: «دمی در موستان بیخودی»، «غنده و گنده»، «از هشت تا “ول”»، «رخش در رخت»، «کُرد و کاره» و «تافته های بهین بافته ی نو یافته» به واکاوی و ریشه شناسی چندین واژه، ترکیب و اصطلاح( مانند: کودک، گناباد، غُنه[۴۳]، فعل هشتن، تبدیل خش به خت و اصطلاح کُرد و کاره) پرداخته اند که کمتر درموردشان گمانه زنی و موشکافی شده است.

ترجمه ها

استاد کزازی افزون بر فارسی و کردی، زبانهای عربی، فرانسوی و انگلیسی را به خوبی دانسته و با چند زبان اروپایی از جمله اسپانیایی و آلمانی و نیز برخی زبانهای باستانی ایران آشنایی دارند. ایشان کتابهایی در زمینه های حماسه ها و ادبیات اروپا(مانند: آتالا و رنه از شاتوبریان، رویدادهای شهر سنگی از اسماعیل کاداره[۴۴]، سه داستان از گوستاو فلوبر، سیلوی از ژرار دونروال، کمدی الهی از دانته با نام خندستان خدایی[۴۵])، فلسفه، روانشناسی، فراروانشناسی(مانند سه کتاب: جهان اشباح، جهان پس از مرگ و توانهای نهانی آدمی) و ایرانشناسی(مانند: بهار خسرو از پیترو چیتاتی) به فارسی برگردانده اند. چیرگی ایشان بر زبان و ادب فارسی و نیز آشنایی بسنده با حماسه ها و ادب اروپایی به ترجمه های درست و بسزا از آن آثار انجامیده است. ایشان در کتابی با نام: ترجُمانی و ترزبانی[۴۶] افزون بر گونه ها و شاخه های ترجمه، ویژگی های یک مترجم شایسته و یک ترجمه ی خوب را واکاوی نموده و عنوان “هنر” را برای این رشته یا فن برگزیده اند. در زمینه ی حماسه، افسانه و ادب باستانی اروپا چهار اثر مهم را ترجمه کرده اند: ایلیاد[۴۷] و ادیسه[۴۸] از هومر(حماسه سرای یویان باستان)، انه اید[۴۹] از ویرژیل(حماسه سرای روم باستان)، افسانه های دگردیسی[۵۰] از اوید(شاعر روم باستان)، تلماک[۵۱] از فنلون(فیلسوف و ادیب فرانسوی) و زندگی در بهروزی و کوتاهی زندگی[۵۲] از سِنِک یا سِنِکا[۵۳](فیلسوف رومی).

آشنایی با دیگر زبانها از چند سو برای یک شاهنامه پژوه راهگشاست. بسیاری از مقالات و کتابهای بنیادی در زمینه ی شاهنامه و اسطوره های ایرانی به زبانهای اروپایی نوشته شده که از آن میان بسیاری نیز به فارسی ترجمه نشده اند یا ترجمه های خوبی ندارند و برای پژوهشهای جدی می بایست از متن اصلی بهره برد. همچنین برای آگاهی از تازه ترین یافته های ایرانشناسان دانستن دست کم یک زبان اروپایی بایسته می نماید. آشنایی با زبانهای باستانی ایران نیز از دو سو برای شاهنامه پژوهی راهگشاست؛ یکی برای شناخت درست واژه ها و تبارشناسی و ریشه شناسی آنها، چراکه برخی واژه ها، نامها و نام جای ها در شاهنامه ریختهای فارسی میانه یا اوستایی دارند که با گذشت زمان و ناآگاهی برنویسها (کاتبان) گشتگی (تصحیف) زیادی یافته اند و بازسازی آنها و یا دست کم دانستن معنی آنها نیاز به شناخت آن زبانها دارد. دودیگر برای شناخت فرهنگ و تاریخ ایران باستان یا بهره گیری از آبشخورهای اصلی ادیان و اسطوره های ایرانی دانستن زبان اوستایی و فارسی میانه تنها ابزار این کار است. استاد کزازی با زبانهای باستانی ایران آشنایی خوبی دارند و این را از تحلیلها و انگاره هایشان در معنی و ریشه شناسی واژه ها می توان دریافت. همچنین نویسنده با بهره گیری از مهمترین آبشخورها و یافته های این رشته پیش رفته، به ریشه شناسی ها و گمانه زنی های بی پایه و عوامانه فرو نغلتیده و از راه و روش علمی دور نشده است.

ویرایش ها

استاد کزازی چند اثر مهم نظم فارسی را ویرایش و چاپ کرده اند که از آن میان می توان به موارد زیر اشاره کرد:

شاهنامه فردوسی با نام نامه باستان(در ۹جلد) که همراه گزارش است و پیش تر درباره اش سخن رفت، ویرایش تازه ی شاهنامه فردوسی بدون گزارش که با متن نامه باستان کمی دگرگونی دارد و دیدگاه های تازه ی ویراستار در آن به کار گرفته شده است[۵۴]، غزل های سعدی[۵۵]، رباعیات خیام[۵۶]، دیوان خاقانی(در ۲جلد)[۵۷]، دیوان میرزا محمدباقر حسینی سپاهانی[۵۸] و گزیده ی سروده های شیخ الرییس قاجار[۵۹].

ویرایش یا تصحیح متنهای کهن نیازمند تخصص و دانش های جداگانه ایست. بسیاری از استادان ادب فارسی در این زمینه وارد نشده اند چراکه با هوشیاری، از چند و چون و دشواری های فراوان و گاه جانکاه آن آگاه بوده یا به این زمینه دلبستگی نداشته اند. برخی نیز بدون تجربه و آگاهی بسنده، این مهم را ساده انگاشته و به ویرایش و تصحیح متنهای نظم و نثر فارسی دست یازیده اند که با داوری و پذیرش خوبی از سوی کارشناسان این رشته روبرو نشده است. این زمینه نیازمند شناخت گونه ها و سبکهای خط و زبان، تحولات و دگرگونی های آن در هر دوره و همچنین شناخت کاغذ، صفحه آرایی، جلدسازی و کتابسازی برای داوری درباره ی درستی تاریخ و شناخت کاتب و حوزه ی کتابت و مواردی از این دست است. همچنین ویراستار می بایست در دیگر متنهای نظم و نثر آن دوره پژوهش و کاوش فراوان کرده و با وزن و قالب های شعر فارسی و مکتب ها و سبک های ادبی ایران آشنا باشد. از این رو آشنایی و پژوهش در متنهای گوناگون و شناخت فراخ و گسترده ی ادب فارسی، ویراستار را فراخ دید و پُردانش می کند تا به چیرگی و شناخت بیشتری از متن مورد ویرایش خود برسد. هر شاعری زبان، شیوه ی ادبی و فرهنگ واژگان یگانه و ویژه ی خود را دارد که پس از سالها بررسی و ژرفکاوی در آثار آن شاعر می توان تا اندازه ای به آن نزدیک شد که این مهم با چند بار خواندن گذرا یا آشنایی اولیه با آثار شاعر به هیچ روی بدست نمی آید. از این رو ویرایش متن دشوار و سترگی مانند شاهنامه نیازمند درنگ، پژوهش و اندیشه ای چند ساله یا چند ده ساله است و کسانی که با یکی دوبار روخوانی شاهنامه و دیدن چند چاپ و گزارش و یاری گرفتن از چند واژه نامه، سودای خام ویرایش و چاپ “حماسه ملی” را در سر می پرورانند و باشتاب و با خیالی خام، دست به کار خدمت به فرهنگ و تاریخ ایران می شوند کار شایسته و سودمندی بدست نخواهند داد و بیشتر به بیراهه و کجروی نیز فرومی غلتند[۶۰].

استاد کزازی هر دو ویژگی بالا را دارند. چراکه هم از دیگر متنهای نظم و نثر ادب فارسی، چه در سبک خراسانی و چه پس از آن، آگاهی خوبی دارند و ویرایش ها و نوشته های ایشان و نیز اشاره های بسیار به دیگر متنها در بخش گزارش نامه ی باستان، گواه بر این است، و هم به اندازه ی بایسته در زمینه ی شاهنامه و دانش شاهنامه شناسی و نیز اسطوره پژوهی درنگ و اندیشه کرده اند و جستارهای فراوان ایشان در این زمینه نشانگر این سخن است. برای گزینش یا ویرایش یک واژه چه به صورت سنجشی(قیاسی) و چه برای گزینش یک ریخت از میان دستنویس ها و چاپ ها، هم نیاز به تبارشناسی آن واژه در زبانهای میانه و باستان ایرانی است و هم نیاز به بررسی آن در متنهای ادب فارسی دری که هر دوی این موارد نیازمند دید و آگاهی گسترده در زبان و ادب فارسی و ادبیات ایران باستان است. تجربه ی ویرایش دیگر متنها به ویراستار شاهنامه درسهای بسیار می آموزد. از جمله با شیوه های تحریف و تصحیف(گشتگی) برنویس ها آشنا می شود و در می یابد برنویس ها چگونه و در چه شرایطی واژه های کهن و دشوار را با ریخت یا واژه ای ساده تر و روزآمد جابه جا می کرده اند یا چگونه بیتی را در میان بیتها جا داده و به متن می افزوده اند. همچنین با رسم خط ها و دست خطهای گوناگون برنویس ها در هر دوره یا ناحیه از ایران آشنا می شود. همه ی اینها نکته هایی به ویراستار شاهنامه می آموزد و ابزارهایی به او می دهد تا برای حل و فصل مشکلات و گره گاه های شاهنامه با دید باز و دست پُر پیش رود.

استاد کزازی در جستاری با نام « آشیان یا آستان »[۶۱] به روش های ویرایش متن و نقش پچین[۶۲] شناسی و واژه شناسی در انجام درست این مهم اشاره کرده اند. ایشان پس از بررسی کاستی های روشهایی که تنها بر پایه ی تفاوت ریخت واژگان در دستنویس ها و یا بر پایه ی برهان و دانش واژه شناسی استوار اند، روشی میانه و آمیخته ی این دو را پیشنهاد می دهند و در ادامه به نمونه ای از این گونه ویرایش اشاره نموده اند.
کتابنامه

آیدنلو، سجاد(۱۳۸۰)؛ «مقدمه ای بر شاهنامه گزاری»، کتاب ماه فلسفه و ادبیات، مرداد و شهریور، ش۴۶و۴۷، ص۵۰-۵۸٫

آیدنلو، سجاد(۱۳۸۲)؛ «گزارنده ی نامه ی باستان»، کتاب ماه فلسفه و ادبیات، شهریور، ش۷۱، ص۱۰۶-۱۱۳٫

آیدنلو، سجاد(۱۳۸۵)؛ «ویرایش و گزارش داستان سیاوش»، نامه پارسی، تابستان، ش۴۱، ص۵۷-۷۰٫

آیدنلو، سجاد(۱۳۸۶)؛ « نکاتی درباره ی نامه ی باستان»، جهان کتاب، س۱۲، ش ۳و۴، ص۱۶-۱۸٫

آیدنلو، سجاد(۱۳۸۶)؛ «از این نامور نامه ی باستان»، جهان کتاب، س۱۲، ش۷و۸، ص۴-۶٫

ارشاد، محمدرضا(۱۳۹۲)؛ آوایی از ژرفا(گفت و شنودهای محمدرضا ارشاد با دکتر میرجلال الدین کزازی در پدیدارشناسی زبان پارسی)، نشر معین.

اصفهانی، سامان ح(۱۳۹۰)؛ سخنی از سیمرغ(گفتگو با دکتر میرجلال الدین کزازی پیرامون شاهنامه فردوسی)، نشر شورآفرین.

افشار، ایرج(۱۳۹۰)؛ «شاهنامه از خطی تا چاپی»، کتابشناسی فردوسی و شاهنامه، به کوشش ایرج افشار، تهران: میراث مکتوب.

دانشنامه ی زبان و ادب فارسی(۱۳۸۴-۱۳۹۳)، به سرپرستی اسماعیل سعادت، نشر فرهنگستان زبان و ادب فارسی، تاکنون ۵جلد.

زند، زاگرس(۱۳۹۱)؛ «ارزش شاهنامه برای پژوهشهای علمی»، امرداد، س۱۲، ش۲۷۶٫

زند، زاگرس(۱۳۹۴)؛ «جایگاه و و یژگی های شاهنامه ی پیرایش استاد خالقی مطلق و روش پیرایش علمی – انتقادی»، فصلنامه سخن سیاووشان، س۱، ش۱، ص۴۳-۴۵٫

غفوری، فاطمه(۱۳۸۸)؛ فرهنگ پارسی،(گردآورنده)، نشر استاد مطهری.

فردوسی و شاهنامه سرایی(۱۳۹۰)، برگزیده ی مقالات دانشنامه ی زبان و ادب فارسی به سرپرستی اسماعیل سعادت، نشر فرهنگستان زبان و ادب فارسی.

کزازی، میرجلال الدین(۱۳۶۸)؛ ازگونه ای دیگر(جستارهایی در فرهنگ و ادب ایران)، نشر مرکز.

کزازی، میرجلال الدین(۱۳۷۰)؛ مازهای راز(جستارهایی در شاهنامه)، نشر مرکز.

کزازی، میرجلال الدین(۱۳۷۲)؛ رویا، حماسه، اسطوره، نشر مرکز .

کزازی، میرجلال الدین(۱۳۷۶)؛ پرنیان پندار، نشر روزنه.

کزازی، میرجلال الدین(۱۳۸۴)؛ آب و آینه(مجموعه مقالات) جستارهایی در ادب و فرهنگ، نشر آیدین.

کزازی، میرجلال الدین(۱۳۸۶)؛ تندبادی از کنج(گزارشی از داستان رستم و سهراب شاهنامه)، نشر آیدین تبریز.

کزازی، میرجلال الدین(۱۳۸۷)؛ خشم در چشم(گزارشی از داستان رستم و اسفندیار شاهنامه)، نشر آیدین تبریز.

کزازی، میرجلال الدین(۱۳۸۷)؛ در آسمان جان، نشر معین.

کزازی، میرجلال الدین(۱۳۸۰-۱۳۸۷)؛ نامه ی باستان(ویرایش و گزارش شاهنامه ی فردوسی)، ۹جلد، نشر سمت.

کزازی، میرجلال الدین(۱۳۹۰)؛«چهره های رازالود شاهنامه»، در رازهای شاهنامه، به کوشش یاسر موحدفرد، نشر پازینه.

کزازی، میرجلال الدین(۱۳۹۲)؛ شگرف و شگفت(جستارها و نوشتارهایی در فرهنگ و ادب ایران)، نشر شورآفرین.

کزازی، میرجلال الدین(۱۳۹۲)؛ «شیوه ی شناخت در جهان بینی فردوسی»، ویژه نامه ی همایش بین المللی هزارمین سال سرایش شاهنامه فردوسی، مجموعه مقاله ها، جلد دوم، دانشگاه آزاد اسلامی، ص۱۲۱-۱۲۵٫

کزازی، میرجلال الدین(۱۳۹۲)؛ دفتر دانایی و داد(بازنوشت شاهنامه فردوسی)، نشر معین

کزازی، میرجلال الدین(۱۳۹۲)؛ فرزند ایران، نشر معین

کزازی، میرجلال الدین(۱۳۹۴)؛ نارنجستان ناخودآگاهی(جنگی از جستارها و نوشته های دیگر)، نشر صدای معاصر

وبگاه استاد میرجلال الدین کزازی: www.kazzazi.com

* دانشجوی دکتری تاریخ ایران باستان دانشگاه تهران، مدرس دانشگاه پیام نور کرج و شاهنامه پژوه

(با سپاس فراوان از بانو صبا پژمان فر که در ویرایش این جستار نکات ارزنده ای را گوشزد کردند.)

[۱]- نسخه ی خطی

[۲] – Jules. Mohl, Le liver des rois, par Abou lkasim Firdousi. Publie, traduit et commente par M. Jules Muhl. 7 vols. Paris, 1838-1878.

شاهنامه ویراسته ی ژول مول، ۱۰ جلد جیبی، ترجمه ی مقدمه: جهانگیر افکاری، تهران: سازمان کتابهای جیبی، ۱۳۴۴٫

[۳]- . شاهنامه، ویرایش جلال خالقی مطلق با همکاری محمود امیدسالار و ابوالفضل خطیبی، ۸ج، تهران: مرکز دایره المعارف بزرگ اسلامی، ۱۳۸۵-۱۳۸۷٫ یادداشت های شاهنامه، جلال خالقی مطلق، ۳ج، تهران: دایره المعارف بزرگ اسلامی،۱۳۸۹(پیش تر: ۲جلد، نیویورک ۲۰۰۱م).

[۴]- ویرایش محمد رمضانی که نخستین بار سال ۱۳۱۲ در ۵ جلد و با مقدمه ی غلامرضا رشید یاسمی چاپ شد و در سالهای ۱۳۴۱ و ۱۳۵۴ بازچاپ شد. این ویراسته که به چاپ کلاله خاور(نشر) نامدار شده است برپایه ی چاپهای کم ارزش متئو لامسدن(۱۸۱۱م) و ترنر مکن(۱۸۲۹م) در هند انجام شده و از آن رو که چاپهای هند از دستنویسهای کهن و باارزش بهره نبردند(کهن ترین دستنویس آنها ۸۲۱ ق بوده است) کاستی ها و خطاهای آنها به چاپهای ایران راه یافت. افزون بر آن، محمد رمضانی دانش و ابزار کافی برای کار مهم ویرایش شاهنامه را نداشت.

[۵]- در ۶ جلد، در سال۱۳۳۵ و بر پایه ی چاپ کم ارزش ترنر مکن.

[۶] – نامه ی باستان، ج۱، ص۳٫

[۷] – در دهه ی پنجاه خورشیدی چند تن از شاهنامه پژوهان به سرپرستی استاد مجتبی مینوی برنامه ی ویرایش شاهنامه را آغاز کردند. جدای از کاستی هایی در گزینش کهن ترین و معتبرترین دستنوس ها و نیز روش ویرایش، از دیگر ایرادات این برنامه این بود که کار را از آغاز شاهنامه پی نگرفتند و تنها دو داستان بلند و البته مهم شاهنامه به انجام رسید: یکی داستان رستم و سهراب و دیگری داستان سیاوش.

[۸] – شاهنامه فردوسی، ویراسته ی مصطفی جیحونی، ۵ جلد(جلد نخست مقدمه و چهار جلد شاهنامه)، اصفهان: انتشارات شاهنامه پژوهی، ۱۳۷۹٫

[۹] – برای آگاهی از ویژگی ها و اهمیت این دستنویس بنگرید به: جلال خالقی مطلق، «دستنویس شاهنامه ی مورخ ششصد و چهارده هجری قمری(دستنویس فلورانس)»، ایران نامه، ۱۳۶۷/ ۱، ص ۶۳-۹۴؛ ابوالفضل خطیبی، «اصالت کهن ترن نسخه ی شاهنامه»، نشر دانش، س۲۱، ش۱، ۱۳۸۴، ص۲۸-۳۸

[۱۰]- درباره ی این دستنویس بنگرید به: ابوالعلاء سودآور، «ظفرنامه و شاهنامه ی مستوفی »، ایران شناسی، س۷، ش۴، زمستان۱۳۷۴؛ علیرضا شاپورشهبازی، «ظفرنامۀ حمدالله مستوفی»، نشر دانش، س۱۷، ش۲، تابستان ۱۳۷۶(ش پیاپی:۹۳)، ص۷۳-۷۴٫

[۱۱]- نامه ی باستان،ج۲،ص۱و۲٫

[۱۲]- بنگرید به: ایرج افشار، «شاهنامه از خطی تا چاپی»، کتابشناسی فردوسی و شاهنامه، به کوشش ایرج افشار، تهران: میراث مکتوب، ۱۳۹۰٫

[۱۳]- این مجموعه قرار است با جلد دهم که شامل نمایه هاست به فرجام برسد که تاکنون چاپ نشده است.

[۱۴]- از آن جمله می توان به شاهنامه ی ویرایش و گزارش استاد جلال خالقی مطلق و همکاران(محمود امیدسالار و ابوالفضل خطیبی)، ۹جلد(رحلی) شاهنامه، ۳ جلد گزارش(یادداشت ها) و ۱ جلد بیت یاب(علی ایمانی و خدیجه خسروی)، نشر دایره المعارف بزرگ اسلامی و نیز شاهنامه ی ویرایش و گزارش زنده یاد استاد عزیزالله جوینی، ۷جلد وزیری، نشر دانشگاه تهران، اشاره کرد. که البته شاهنامه ی ویرایش استاد جوینی تنها نیمه ی نخست شاهنامه است چراکه ویرایش دستنویس فلورانس است که جلد دوم این دستنویس تا کنون یافت نشده است. و درمورد دیگر متون نظم فارسی بسنجید با: شرح جامع مثنوی معنوی، کریم زمانی، نشر اطلاعات در ۷جلد وزیری.

[۱۵] – نقد جلدهای یکم و دوم درکتاب ماه فلسفه و ادبیات(س ۸۰ و ۸۲)، جلد سوم در نامه پارسی(س ۸۵)، و جلدهای چهارم و پنجم در جهان کتاب(س ۸۶) به چاپ رسیده است.

[۱۶] – Variant که استاد کزازی برای آن اصطلاح “پچین شناسی” رابرگزیده اند.

[۱۷] – برای آگاهی بیشتر در این باره بنگرید به : ظفرنامه حمدالله مستوفی قزوینی به انضمام شاهنامه فردوسی به تصحیح حمدالله مستوفی، زیر نظر: نصرالله پورجوادی و نصرت الله رستگار، تهران: نشر دانشگاهی و آکادمی علوم اتریش، ۲جلد، ۱۳۷۷

[۱۸] – نیز چاپ شده در: مجله وهومن، مهر۱۳۸۲٫

[۱۹] – نیز چاپ شده در: در آسمان جان، نشر معین، ۱۳۸۷، صص۶۶-۷۰٫

[۲۰] – نیز چاپ شده در: در آسمان جان، نشر معین، ۱۳۸۷، صص۵۰-۵۹٫

[۲۱] – نیز چاپ شده در: در آسمان جان، نشر معین، ۱۳۸۷، صص۶۰-۶۵٫

[۲۲] – این جستار همچنین در آسمان جان، ۱۳۸۷، صص ۳۸-۴۵ و نیز در رازهای شاهنامه(جستارهایی در یادبود هزاره جهانی شاهنامه) ۱۳۹۰، به کوشش یاسر موحدفرد، صص۲۰۱-۲۱۲، بازچاپ شده است.

[۲۳] – سه جستار از این جستارها پیشکش شده به بانو بهاره معصومی، دکتر علی داودآبادی و دکتر احمدی(سرپرست سازمان سمت).

[۲۴]- نگارنده دانشها وشاخه های دانشگاهی امروز را که می توانند از شاهنامه بهره ببرند، در جستاری بررسی کرده است. برای آگاهی بیشتر بنگرید به: زاگرس زند، «ارزش شاهنامه برای پژوهشهای علمی»، امرداد، س۱۲، ش۲۷۶، ۱۳۹۱٫

[۲۵] – برای نمونه داستانهای: بنیاد نهادن جشن سده از سوی هوشنگ، داستان رستم و پیل سپید و داستان رفتن رستم به کوه سپند.

[۲۶] – گفتنی است که کهن ترین دستنویس یافته شده(فلورانس ۶۱۴ق) بیش از دویست سال پس از روزگار زندگی فردوسی برنویسی شده است.

[۲۷] – همانند ، مسالک و ممالک اسطخری، حدودالعالم و فارسنامه ی ابن بلخی.

[۲۸] – همانند یوستی، بارتولومه، مکنزی

[۲۹]- این جمله را که بارها در سخنرانی های استاد شنیده ام، می توان گویاترین و درست ترین وصف از شاهنامه نامید.

[۳۰]- S. H. Nuberg، یکی از بزرگنرین ایرانشناسان سوئدی که در زمینه ی زبانهای ایرانی باستان و ادیان ایران باستان نوشته های بسیار ارزشمندی دارد.

[۳۱]- این ترجمه بار نخست در مجله فروهر، ش ۸و۹، سال ۱۳۶۲ چاپ شده است.

[۳۲]- C. G. Jung، روانکاو نامدار که شاگرد فروید بود.

[۳۳]- برای نمونه بنگرید به: مجتبی مینوی، مقدمه ی داستان رستم و سهراب، به کوشش مجتبی مینوی و مهدی قریب، تهران، ۱۳۶۹؛ ابوالفضل خطیبی، «رستم و سهراب»، فردوسی و شاهنامه سرایی، فرهنگستان زبان و ادب فارسی، ۱۳۹۰؛ شاهرخ مسکوب، مقدمه ای بر رستم و اسفندیار، شرکت سهامی کتابهای جیبی، ۱۳۷۷؛ جلال خالقی مطلق، «رستم و اسفندیار»»، فردوسی و شاهنامه سرایی، فرهنگستان زبان و ادب فارسی، ۱۳۹۰

[۳۴]- این دو جستار در یک جستار با نام «چهره های رازآلود شاهنامه» در کتابی با نام رازهای شاهنامه چاپ شده است.

[۳۵]- این کتاب در نشستی در بهمن ۱۳۹۱ با حضور استاد کزازی، آقای سامان اصفهانی و نگارنده ی این جستار معرفی، نقد و بررسی شد.

[۳۶]- نشر اسپرگ، ۱۳۷۶

[۳۷]- برگردان روایت گونه ی شاهنامه فردوسی به نثر، نشر قطره، ۱۳۸۰

[۳۸]- ز گفتار دهقان، توس، ۱۳۸۹٫

[۳۹]- نثر کامل شاهنامه فردوسی به پارسی سره بدون کاربرد واژگان بیگانه، نشر آفرینش، ۱۳۷۴ و نشر روزگار، ۱۳۷۹٫

[۴۰]- نشر معین، ۱۳۹۲

[۴۱]- نشر معین، ۱۳۹۳٫

[۴۲] – نشر معین، ۱۳۹۲٫

[۴۳]- واژه ای در گویش فارسی کرمانشاهی

[۴۴]- خاطرات دوران کودکی و نوجوانی نویسنده است که در آلبانی رخ داده.

[۴۵]- این کتاب در نشر معین زیر چاپ است.

[۴۶]- نشر جامی، ۱۳۷۴٫

[۴۷]- نشر مرکز، ۱۳۷۷٫ متن اصلی ایلیاد و اودیسه به یونانی باستان هستند اما گویا مترجم گرامی این دو حماسه را از متن فرانسوی به فارسی برگردانده اند. شوربختانه خواننده از مشخصات نشر، توضیحات و دیباچه نمی تواند دریابد که متن مورد استفاده ی مترجم به چه زبانی بوده یا کجا و در چه سالی به چاپ رسیده است. این کاستی در بسیاری از کتابهای ترجمه در ایران دیده می شود.

[۴۸]- نشر مرکز، ۱۳۷۹٫

[۴۹]- نشر مرکز، ۱۳۶۹٫

[۵۰]- نشر معین، ۱۳۸۹٫

[۵۱]- نشر مرکز، ۱۳۶۸٫

[۵۲]- نشر معین، ۱۳۹۰٫

[۵۳]-Senecalusius Anius

[۵۴]- این شاهنامه در نشر حکایت قلم ( شاید در ۳ جلد) زیر چاپ است.

[۵۵]- نشر مرکز، ۱۳۷۱٫

[۵۶]- نشر مرکز، ۱۳۷۱٫

[۵۷]- نشر مرکز، ۱۳۷۵٫

[۵۸]- نشر مرکز، ۱۳۷۶٫

[۵۹]- نشر مرکز، ۱۳۶۹٫

[۶۰]- برای آگاهی بیشتر از ویژگیهای ویرایش علمی- انتقادی شاهنامه بنگرید به: زاگرس زند، «جایگاه و ویژگی های شاهنامه ی پیرایش استاد خالقی مطلق و روش پیرایش علمی- انتقادی»، فصلنامه سخن سیاووشان، ش۱، زمستان ۱۳۹۴(متن سخنرانی نگارنده در بزرگداشت استاد خالقی مطلق در تهران)

[۶۱]- این جستار در کتاب نارنجستان ناخودآگاهی (صص۴۶-۵۳) نیز به چاپ رسیده است.

[۶۲]- نسخه بدل ها یا واریانت ها یا دگرنوشت ها.

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*