آخرین خبرها
خانه / گزارش / ژاله آموزگار :اسطوره ها را مردمان هر سرزمین بنا بر شرایط اجتماعی و نیازهای خود پی می ریزند

ژاله آموزگار :اسطوره ها را مردمان هر سرزمین بنا بر شرایط اجتماعی و نیازهای خود پی می ریزند

باشگاه شاهنامه پژوهان _ گزارش : در نشستی با عنوان ظرفیت های اجتماعی زنان در تاریخ و فرهنگ ایران که در تاریخ  11 / 9 / 1393 به پاس مقاومت زنان کرد در برابر سلفیان تندرو،در مرکز دائره المعارف بزرگ اسلامی برگزار شد ژاله آموزگار به سخنرانی پرداخته و به نکاتی ارزشمند را مطرح کردند .با توجه به اهمیت موضوع بر آن شدیم که این سخنرانی را در  باشگاه شاهنامه پژوهان در اختیار دوستداران فرهنگ ایران قرار دهیم . سخنرانی ژاله اموزگار در نشست ظرفیتهای اجتماعی زنان در تاریخ و فرهنگ ایران هر سرزمینی، قومی و فرهنگی تاریخ خود را…

بازبینی کلی

امتیاز کاربر: 4.58 ( 2 امتیازات)
0

ژاله اموزگار

باشگاه شاهنامه پژوهان _ گزارش : در نشستی با عنوان ظرفیت های اجتماعی زنان در تاریخ و فرهنگ ایران که در تاریخ  11 / 9 / 1393 به پاس مقاومت زنان کرد در برابر سلفیان تندرو،در مرکز دائره المعارف بزرگ اسلامی برگزار شد ژاله آموزگار به سخنرانی پرداخته و به نکاتی ارزشمند را مطرح کردند .با توجه به اهمیت موضوع بر آن شدیم که این سخنرانی را در  باشگاه شاهنامه پژوهان در اختیار دوستداران فرهنگ ایران قرار دهیم .

سخنرانی ژاله اموزگار در نشست ظرفیتهای اجتماعی زنان در تاریخ و فرهنگ ایران

هر سرزمینی، قومی و فرهنگی تاریخ خود را دارد. این تاریخ به جز اینکه به طور سنتی به دوران پیش تاریخی و تاریخی تقسیم می شود، تقسیمات دیگری نیز دارد: تاریخ واقعی، تاریخ روایی و تاریخ اساطیری . تاریخ واقعی بر مبنای داده ها و اطلاعات ثبت شده و مستند تاریخی است.تاریخ روایی در کنار تاریخ واقعی شامل روایت های مربوط به رخدادهای تاریخی است که خود مبحثی شیرین و بحث کردنی است.تاریخ اساطیری، تاریخی است که بر پایۀ باورهای مردمان شکل می گیرد و در آن اسطوره ها نقش عمده دارند. در بسیاری از موارد تعیین مرزهای این تاریخ ها و جدا کردن آنها از هم کار آسانی نیست. گفتار کوتاه امروز من در محدودۀ تاریخ اساطیری شکل می گیرد. اسطوره ها را مردمان هر سرزمین، آرام آرام و طی هزاره ها، بنا بر شرایط اجتماعی، باورها، سنتها، سلیقه ها و نیازهای خود پی می ریزند و بازگو کردن و تکرار، بدانها نوعی مشروعیت می بخشند و از آنجا که در این روایت های اساطیری آرزوها و احساسات مردم و دیدگاه های آنها نسبت به خود و اطرافیان در محیط زیستشان بازتاب دارد، از لحاظ مطالعۀ تاریخ اجتماعی و روانشناسی دارای اهمیت فراوان است. گرچه این اسطوره ها هم طی زمان تغییر و تحول می یابند، با هم می آمیزند و اسطوره های جدیدتری را به وجود می آید، ولی در هر حال، آنها تنها منبع ما برای شناخت تاریخ روزگاران باستان و روشن ساختن گوشه های تاریک ساختار اجتماعی کهن و پی بردن به نحوۀ تفکر مردمان آن دوران و روانشناسی جوامع دوردست گذشته است، که رسیدن به آنها نه از عهدۀ تاریخ مستند بر می آید، نه از عهدۀ باستان شناسی و برای نیل به این مقصود راهی جز این نداریم که به جست و جو در لابه لای اسطوره ها بپردازیم.طرح این مقدمه برای مشروعیت بخشیدن به گفتاری است که به دنبال می آید. اسطوره های ایران چون اسطوره های دیگر سرزمین ها پر از داستان های جذاب است و در آنها از آفرینش نخستین، دنیای فراسویی و دنیای گیتی ای، از گروه مرد خدایان و ایزد بانوان، مرد دیوان و دیوزنان، جدال میان خیر و شر و بسیاری مطالب دیگر از این قبیل سخن به میان می آید. ما در اینجا به مناسبت این نشست و برای تکریم دلاوری های زنانی که برای حفظ خاک خود حماسه آفریده و می آفرینند، به تحلیل کوتاهی از یکی از ویژگی های ایزد بانوان اسطوره های ایرانی می پردازیم که بازتاب نحوۀ تفکر نیاکان ماست. ما در پهنۀ داستان های اساطیری مان ایزد بانوان متعددی داریم که هر کدام خویشکاری خویش را دارند و غالبا نمادی از بردباری، فروتنی، دانش، خرد، وجدان، عدالت، راستی، انتخاب درست و بیش از همه نیرومندی و توانایی هستند. این ایزد بانوان هرگز با صفاتی که نشان دهندۀ ضعف و شکنندگی آنها باشد توصیف نمی شوند. این ایزد بانوان ضمن داشتن همۀ ویژگی های کاملا زنانه از قبیل زیبایی، لباس های مجلل و حتی آرایه ها، همیشه قوی، بلند بالا، نیرومند، پیش رونده و مغلوب کننده هستند. شاید برای این که به محیطی تعلق دارند که زن در آن تولید کننده است نه مصرف کنندۀ صرف و در اقتصاد جامعه فعال و مؤثر است و می دانیم که لازمۀ بقا و پیشرفت یک مولد و تأثیرگذار در جامعۀ آن روز، داشتن سلامت، قوت، نیرومندی و شخصیت محکم است نه ضعف و ظرافت های بیش از اندازه. طبعا در این فرصت کوتاه من نمی توانم به معرفی همه ایزد بانوان و همه صفات آنها بپردازم. فقط به معروف ترین آنها که معرف حضور همگان است اشاره می کنم: «اَردوی سورَه اَناهیتا» که معمولا او را با نام «اَناهیتا» می شناسیم به عنوان ایزد بانوی آبها. آب در همه جا و به خصوص در سرزمین ما شریان زندگی است و سپردن خویشکاری آن به یک ایزد بانو خود جالب توجه است. به خصوص اگر توجه کنیم که در آغاز، در اساطیر ایران، ایزد آبها، مرد خدایی مهم به نام «اَپام نپات» یا «بُرزایزد» بوده است. با مقامی بسیار والا و یکی از سه ایزدی که لقب اهوره داشته است، همپای اهوره مزدا و مهر، و نامش به معنی «فرزند آبها» است و صفت او نیرومندی، بلند بالایی، تندی و تیزی است. اما این ایزد صاحب مقام به تدریج در برابر جاذبه های اناهیتا رنگ می بازد و هم نیز ویژگی ها و سرانجام مقامش را در این راستا به ایزد بانو منتقل می کند. تجسم او در «آبان یشت» چنین است: دوشیزه ای جوان، درخشان، آزاده نژاد، زیبا چهره، بلند بالا، خوش اندام، زورمند، برومند، با اندامی برازنده، کمر تنگ بر میان بر میان بسته، به گوهرها آراسته، با طوقی زرین بر گردن، گوشواری چهار گوش در گوش، تاجی با صد ستارۀ هشت گوش بر سر، موزه های درخشان با بندهای زرین در پا، با بالاپوش زرین پرچین بر تن، با ابهت؛ در بزرگی همانند همۀ آبهای روی زمین است که به نیرومندی روان باشد. اوست دارندۀ هزار دریاچه، هزار رود، هر یک به درازای چهل روز راه مرد چابک سوار. او در کرانۀ هر یک از این دریاچه ها کاخی روشن دارد با یکصد پنجره و هزار ستون. او در گردونه ای می نشیند که چهار اسب سفید یکرنگ دارد، لگام گردونه را برمی گیرد و پیش می برد و بر همۀ دشمنان و دیوان و دیو پرستان، جادوان و پریان غلبه می کند. او تواناترین است و توان بخش. همۀ فرمانروایان برای پیروزی بر هماوردان خویش از او یاری می خواهند. هوشنگ، جمشید، فریدون، گرشاسب نریمان، کاووس، کیخسرو، توس، جاماسب و … بر او نیاز می برند و ازاو طلب نیرو می کنند و از او می خواهند که آنان را یاری کند تا بر دشمنان پیروز شوند. اناهیتا خواستۀ آنان را برآورده می کند. افراسیاب و اژدهاک نیز برای او پیشکش می آورند و او را با خطاب «ای توانا» به یاری می خوانند. اما این ایزد بانو به آنان کامیابی نمی بخشد. قدرت و نیروی او تنها به پهلوانان ایران تعلق دارد. داستان مبهم اما جذابی در آبان یشت نقل می شود که «پااورو» کشتیران کاردان و پرزوری در آسمان سرگردان است و دست به دامان اناهیتا می شود. این ایزد بانوی نیرومند و بزرگوار برای نجات او روانه می گردد، بازوانش را با چالاکی می گیرد و او را تندرست به زمین فرومی آورد و به خانمانش می رساند. با این نیرومندی و قدرت، این ایزد بانو از زنانگی خود نیز غافل نیست. او کسی است که تخمۀ مردان را پاک و زهدان زنان را برای فرزند زایی آباد می کند. او زایش زنان را آسان می سازد و سینۀ آنان را پرشیر، و به مناسبت هایی با ایزد بانوان «ایشتر» در بین النهرین و«آفرودیت» در یونان همسانی دارد. صفاتی نظیر صفات اناهیتا را ما دربارۀ ایزد بانوی «اشی» یا «ارته» با لقب «اهریشونگ» نیز داریم. او هم نماد توانگری و بخشش است و پیشرفت و آسایش و برکت به خانه ها می برد. خرد و خواسته می بخشد و در عین حال نماد قدرت و نیرومندی نیز هست . چنین توصیف می شود: زیبا، نیرومند، توانا، خوش اندام، بسیار هوشمند، درخشان و نعمت بخش. از او هم فرمانروایان بزرگ چون هوشنگ، فریدون، کیخسرو، کی گشتاسب و… طلب نیرو می کنند تا بر هماوردان خود پیروز شوند. با توصیف کوتاه از این ایزد بانو که در بخشی از «فروردین یشت» آمده است و نشان دهندۀ قدرت و جنبۀ مغلوب نشدنی اوست کلام را به پایان می برم. اشی نیک، زیبای درخشان، در کالبد دختر زیبای بسیار نیرومند، خوش اندام، کمر بر میان بسته، راست بالای مجلل، آزاده نژاد، آن که در رزم راه آزادی را با بازوان گشادۀ خویش بهتر می جوید و آن که در رزم با بازوان گشادۀ خویش برضد هماوردان بهتر می جنگد. باشد که این بانوان آزادۀ آزاده نژاد در نبرد با هماوردان همیشه پیروز باشند.

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*