خانه / یادداشت ها / چهارشنبه‌سوری، پیوندی با داستان سیاوش در شاهنامه ندارد / شاهین سپنتا

چهارشنبه‌سوری، پیوندی با داستان سیاوش در شاهنامه ندارد / شاهین سپنتا

چند سال است که در آستانه چهارشنبه‌سوری شایعه‌ای در شبکه‌های اجتماعی دست‌به‌دست می‌شود که ریشه‌های کهن چهارشنبه‌سوری را به داستان سیاوش در شاهنامه فردوسی پیوند‌می‌زند. درحالی که پیوندی بین این دو به دلایلی که در ادامه یادآور خواهم‌ شد وجود ندارد. نخست خلاصه متن شایعه را بخوانید: «سیاوش یکى از مظلوم‌ترین چهره‌هاى شاهنامه است که وقتى زن‌پدرش سودابه، به او دل بست هرگز به مکر نامادرى گرفتار نشد. تا‌ اینکه این جسارت به گوش پدرش کیکاووس رسید و شدیدا مورد خشم او گردید. سیاوش از پدر خواست تا براى اثبات پاکى و بی‌گناهیش از هفت تونل آتش گذر کند و…

بازبینی کلی

امتیاز کاربر: اولین نفر باشید!
0

چهارشنبه‌سوری، پیوندی با داستان سیاوش در شاهنامه ندارد / شاهین سپنتا
چند سال است که در آستانه چهارشنبه‌سوری شایعه‌ای در شبکه‌های اجتماعی دست‌به‌دست می‌شود که ریشه‌های کهن چهارشنبه‌سوری را به داستان سیاوش در شاهنامه فردوسی پیوند‌می‌زند. درحالی که پیوندی بین این دو به دلایلی که در ادامه یادآور خواهم‌ شد وجود ندارد.

نخست خلاصه متن شایعه را بخوانید:
«سیاوش یکى از مظلوم‌ترین چهره‌هاى شاهنامه است که وقتى زن‌پدرش سودابه، به او دل بست هرگز به مکر نامادرى گرفتار نشد. تا‌ اینکه این جسارت به گوش پدرش کیکاووس رسید و شدیدا مورد خشم او گردید. سیاوش از پدر خواست تا براى اثبات پاکى و بی‌گناهیش از هفت تونل آتش گذر کند و اگر سالم بیرون آمد، آن را دلیل بى گناهیش بداند. این آزمون آتش در آخرین سه‌شنبه (بهرام‌شید) سال انجامید و او سرفرازانه بیرون آمد. به دستور  پدر قرار شد که فردایش یعنی چهارشنبه (بهرام شید) در وسط میدان اصلی شهر سوری به کل مردم بدهد که شد چهارشنبه‌سوری و این روز جشن ملى شناخته شد.»

درباره پیوند نداشتن داستان سیاوش با چهارشنبه‌سوری چند نکته را یادآوری می‌کنم:

یک- در داستان سیاوش از «سور‌ سیاوش» پس از آزمون گذر آتش و «سوگ سیاوش» پس از کشته‌شدن به کینه گرسیوز، یاد‌شده است اما منظور از «سور» در داستان سیاوش به‌هیچ‌روی چهارشنبه‌سوری نیست.
در این داستان، پس از آن که سیاوش در اثبات بی‌گناهی‌خود از آزمون «گذرآتش» سربلند بیرون می‌آید، ‌کیکاوس از این رویداد شادمان می‌شود، رامشگران را فرامی‌خواند و سه‌شبانه روز جشنی برپا‌کرده و کامروایی می‌کند: « سه روز اندر آن سور می درکشید.»
در داستان سیاوش در شاهنامه، به این مساله که این جشن چه روزی در هفته بوده اشاره نشده است و هیچ ارتباط معنی‌داری نیز بین «سور سیاوش» و آیین‌های پیشواز نوروز نیست.

دو- ریشه‌های تاریخی چهارشنبه‌سوری به جشن کهن آخرین گاهان‌بارِ سال، یا جشن «همس پت میدیم گاه»، یا «گاهان‌بار پنجه» بازمی‌گردد که در پنج روز پایانی سال برگزار می‌شده است و آخرین روز آن با آتش‌افروختن بر بام خانه همراه بوده است.
پس از اسلام و به گواهی کتاب «تاریخ بخارا» نوشته «ابوبکر‌محمدبن‌جعفر‌ نرشخی» در قرن چهارم، از این جشن با نام «شب‌سوری» نام برده شده است.

سه- در زبان فارسی «سور» به معنی «جشن» است که برای نمونه در ترکیباتی همچون «سیرسور»، «ختنه‌سوران» و «سورچران» می‌توان یافت.
اما واژه «سوری» به معنی «سرخ آتشین» است که در ترکیباتی همچون «گل‌سوری» به معنی گل سرخ یا «شب‌سوری» به معنی شب سرخ و آتشین به‌کار می‌رود.
پس منظور از چهارشنبه‌سوری نیز چهارشنبه سرخ یا آتشین است که در برخی شهرها گول‌چارشَمبه (اردبیل)، گوله-گوله چارشمبه (گیلان)، و یا چارشمبه-سُرخی(اصفهان) نیز گویند که همگی تاکیدی بر این دیدگاه است.
این تعبیر «سرخی/ سوری» در شب چهارشنبه را در زبانزد نیایش‌گونه «زردی من از تو، سرخی تو از من» که در چهارشنبه سوری هنگام گذر از آتش خوانده‌می‌شود، می توان یافت.
تنها شباهت آیین‌های امروزی چهارشنبه‌سوری با داستان سیاوش، «گذرآتش» است که آن هم به جایگاه مقدس آتش در فرهنگ ایران و باور کهن پاکی آتش، پاک‌کنندکی و نسوزاندن پاکان در آزمون گذر از آن باز می‌گردد.

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*