خانه / یادداشت ها / اولین داستان علمی تخیلی در ادبیات ایران: سفر کیکاوس به آسمان / عبدالرضا ناصر مقدسی

اولین داستان علمی تخیلی در ادبیات ایران: سفر کیکاوس به آسمان / عبدالرضا ناصر مقدسی

ژانر علمی تخیلی متاسفانه جایگاه جدی ای در ادبیات ایران ندارد و معمولا در رده کتابهای فانتزی یا برای کودکان قرار می گیرد. این در حالی است که ژانر علمی تخیلی نه تنها یک ژانر بسیار مهم در ادبیات جهان محسوب می گردد بلکه در عالم علم نیز اهمیت بسیاری دارد. فقط کافی است آثار کسانی چون ژول ورن و آسیموف و سی کلارک را بخوانید تا متوجه شوید که چقدر پیش بینی علمی در این کتابها نهفته است و این پیش بینی ها تا چه میزان در پیشرفت علم نقش داشته اند.نویسنده ای که وارد ژانر علمی تخیلی می…

بازبینی کلی

امتیاز کاربر: 3.7 ( 1 امتیازات)
0

اولین داستان علمی تخیلی در ادبیات ایران: سفر کیکاوس به آسمان / عبدالرضا ناصر مقدسی
ژانر علمی تخیلی متاسفانه جایگاه جدی ای در ادبیات ایران ندارد و معمولا در رده کتابهای فانتزی یا برای کودکان قرار می گیرد. این در حالی است که ژانر علمی تخیلی نه تنها یک ژانر بسیار مهم در ادبیات جهان محسوب می گردد بلکه در عالم علم نیز اهمیت بسیاری دارد. فقط کافی است آثار کسانی چون ژول ورن و آسیموف و سی کلارک را بخوانید تا متوجه شوید که چقدر پیش بینی علمی در این کتابها نهفته است و این پیش بینی ها تا چه میزان در پیشرفت علم نقش داشته اند.نویسنده ای که وارد ژانر علمی تخیلی می شود و می تواند در آن موفق شود، عملا نوعی آینده پژوهی را شرح می دهد. او می گوید که آینده انسان و جهان چگونه می تواند باشد و چه پتانسلهایی کشف نشده ای برای پیشرفت وجود دارد.این که ژانر علمی تخیلی در کشور ما جدی گرفته نمی شود نیازمند یک تحقیق جامعه شناشانه است. شاید عدم توجه به علم در سطح جامعه و نیز فقدان خلاقیت و ابتکار در سیستم آموزشی ما چه در سطح مدارس و چه در سطح دانشگاه در ایجاد چنین نقصانی بی تاثیر نباشد. اما صحبت این یادداشت در مورد اولین داستان علمی-تخیلی در ادبیات ایران است.داستانی که مثلا به آسمان ورای ارزش مذهبی آن نگاه کند. بیشک در جامعه ای که حجم عمده ادبیات آن از مفاهیم دینی و مذهبی الهام گرفته است یافتن چنین چیزی بسیار دشوار می نمایاند.
در شاهنامه فردوسی داستان مشهوری وجود دارد که می توان در آن پایه های اولیه یک داستان علمی تخیلی را مشاهده نمود. داستان سرکشی کیکاوس و سفر او به آسمان. در واقع همین سرکشی وی سبب می شود که او در سفر به آسمان دست به دامان امور متافیزیکی نشده و خود درصدد ساخت وسیله ای برای پرواز به آسمان برآید.خواندن روایت شاهنامه از این داستان بسیار جالب است:
ابلیس روزی با دیوان انجمن می کند که باید کی کاوس را فریفت و او را از راه یزدان دور کرد. برای همین یکی از دیوان ماموریت می یابد که بنزد کی کاوس رفته و او را بفریبد. او به شکل غلامی خوشرو بنزد کی کاوس رفته و به وی می گوید حالا که تمام زمین در تسخیر توست باید به آسمانها بروی و آسمان را نیز به تسخیر خود در بیاوری:

یکی کار ماندست تا در جهان
نشان تو هرگز نگردد نهان
چه دارد همی آفتاب از تو راز
که چون گردد اندر نشیب و فراز
چگونه ست ماه و شب و روز چیست
برین گردش چرخ سالار کیست
گرفتی زمین و آنچه بد کام تو
شود آسمان نیز در دام تو

این بیت ها یکی از پیچیده ترین بیتهای شاهنامه از لحاظ معرفتی است. چیزی که در جهان قدیم نمی تواند اتفاق بیفتد. زیرا آسمان محل خدایان است و کسی جز خدایان بر آن اگاهی و وقوف ندارد. از این روست که چنین افکاری نیز اهریمنی و شیطانی تلقی می گردد و فقط باید از زبان یک دیو بیرون بیاید. اما از سوی دیگر داستان این کیکاوس ، داستان کشف راز آسمان با سفر به آن می باشد.یعنی چیزی که محتوای فضانوردی امروز را تشکیل می دهد ولی در عقیده ی پیشینیان آسمان  محلی الهی بوده و هر گونه دست درازی به آن ناپسند بوده است. پس خدایان نیز یاری دهنده فرد برای چنین سفر اکتشافی نبوده و خود وی باید این راه را طی کند و به آسمان برسد. پس باید وسیله ای برای سفر بسازد وسیله ای که می تواند اولین سفینه فضایی نام بگیرد.کی کاوس بفکر فرو می رود که چگونه به آسمان برود:

پر اندیشه شد جان آن پادشا
که تا چون شود بی پر اندر هوا

او ابتدا برای اینکار دست به تخمین مسافت زمین تا ماه نیز می زند که در نوع خود بسیار قابل توجه می باشد:

زدانندگان بس بپرسید شاه
کزین خاک چندست تا چرخ ماه

وقتی از مسافتها آگاهی می یابد دست به ساخت یک وسیله می زند.او بچه عقابهایی را آورده و آن ها را می پروراند تا کاملا برنا و نیرومند شوند. سپس تختی  تهیه  و به چهار گوشه آن چهار نیزه استوار کرد و بر هر نیزه، ران بره ای را آویزان نمود. سپس به چهار گوشه تخت، چهار عقاب را بست و خود شاه درون تخت نشست.وقتی عقابها گرسنه شدند بسوی ران بره ها پرواز کردند و چون به ران بره نمی رسیدند بر تلاش خود افزودند و اینگونه تخت از زمین جدا شد و بسوی آسمان پرواز کرد:

شنیدم که کاوس شد بر فلک
همی رفت تا بگذرد از ملک

در نهایت اما وقتی که دیگر نیرویی برای عقابها باقی نمی ماند، تخت و کاوس درون بیشه ای سقوط می کنند. این کار کاوسی در سنت زرتشتی نوعی عصیان بر علیه ایزد محسوب می گردد. عصیانی که بهیچ وجه قابل بخشش نیست.
همانطور که دکتر محمد جعفری دهقی در مقاله خود با عنوان «پرواز کیکاوس، مقایسه گزارش دینکرد با شاهنامه» عنوان می نماید اصل داستان متعلق به خیلی قبل تر از فردوسی بوده و اشاراتی از آن در اوستا و بصورت مفصل تر در دینکرد  آمده است.
جستجوی من برای کشف ریشه های باستانی این داستان شگفت انگیز به جایی نرسید. اگر چه داستان کی کاوس و سفر او به آسمان بشدت تحت الشعاع مباحث مذهبی قرار گرفته است، اما می توان از آن بعنوان اولین داستان علمی تخیلی در ادبیات ایران و جه بسا از اولین ها در ادبیات جهان نام برد.

یک نظر

  1. جواد مفرد کهلان

    اسطوره بابلی اِتانا مأخذ اسطوره پرواز کیکاوس با عقابانش از فراز البرز است. خود کیکاوس (پادشاه سرزمین چشمه= کاشان) همان خشثریتی که از پیش اسرحدون از کارکاشی (کاشان) در سمت کوه ارزیفیه (کرکس) گریخت و از کنار البرز به شهر آمل رفت و در زیر حصار آنجا سپاهیان آشوربانیپال به رهبری رئیس رئیسان شانابوشو را شکست داد. این واقعه اساس حماسه هفتخوان رستم (آترادات پیشوای آماردان) در شاهنامه است.

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*