آخرین خبرها
خانه / یادداشت ها / نگویید سهراب، بگویید سیاوش / جواد رنجبر درخشی لر

نگویید سهراب، بگویید سیاوش / جواد رنجبر درخشی لر

باشگاه شاهنامه پژوهان _ یادداشت : تشبیه کشته شدگان هواپیمای اوکراینی به سهراب تشبیه درستی نیست. سهراب فرزند رستم بود اما از مادری دیوسیرت که به رسم دیوان تخمه پهلوان بزرگ ایران را ربود تا فرزندی همتای او بیاورد. آورد. سهراب به قصد برانداختن شاه ایران به ایران لشکر کشید. مقصر بود. دریغا که راهی جز کشتن او باقی نمانده بود. اگر رستم دشنه در تن سهراب نمی کرد ایران نابود می شد. کشته های اخیر و شاید بسیاری از ماها شبیه سیاوشیم. سیاوش هیچ گناهی ندارد. نه تاج و تخت پدر را می خواهد مانند اسفندیار، نه لشکری کشیده…

بازبینی کلی

امتیاز کاربر: 4.65 ( 2 امتیازات)
0

نگویید سهراب، بگویید سیاوش / جواد رنجبر درخشی لر

باشگاه شاهنامه پژوهان _ یادداشت : تشبیه کشته شدگان هواپیمای اوکراینی به سهراب تشبیه درستی نیست. سهراب فرزند رستم بود اما از مادری دیوسیرت که به رسم دیوان تخمه پهلوان بزرگ ایران را ربود تا فرزندی همتای او بیاورد. آورد.

سهراب به قصد برانداختن شاه ایران به ایران لشکر کشید. مقصر بود. دریغا که راهی جز کشتن او باقی نمانده بود. اگر رستم دشنه در تن سهراب نمی کرد ایران نابود می شد.

کشته های اخیر و شاید بسیاری از ماها شبیه سیاوشیم.

سیاوش هیچ گناهی ندارد. نه تاج و تخت پدر را می خواهد مانند اسفندیار، نه لشکری کشیده است مانند سهراب، نه خیالی می پزد. سیاوش آرامشی می خواهد و چند متر جا تا در این زمین فراخ زندگی کند.
اما همه بر علیه زندگی عادی و ساده او می شورند. سودابه شرافتش را می خواهد، کیکاوس می خواهد پا بر پیمانش بگذارد، افراسیاب از ترس کشته شدن خود پناهش می دهد، گرسیوز به او و سازندگی مخلصانه اش رشک می برد و در نهایت سیاوش کشته می شود.
شهید شرافت و سازندگی و صلح خواهی خود می شود.

جوانان ایران به ویژه کشته شدگان هواپیمای اوکراینی و هزاران جوان ایرانی دیگر که کشته شده اند یا آسیب ها دیده اند و یا زندگی خود را در کنار افراسیاب های زمان در غربت ادامه می دهند و یا خانه نشین شده اند و اهل مبتذل قدرت را تماشا می کنند که چه سان بی آنکه توان برگزاری یک تشییع جنازه را داشته باشند ادعای به هم زدن مناسبات جهان می کنند همه سیاوشان زمان هستند و مرگ هر یک از آن ها سووشون است.

ز خان سیاوش برآمد خروش
جهانی ز گرسیوز آمد به جوش

همه بندگان موی کردند باز
فریگیس مشکین کمند دراز

برید و میان را به گیسو بیست
به فندق گل و ارغوان را بخست

جواد رنجبر درخشی لر

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*