آخرین خبرها
خانه / یادداشت ها / نکته ای درباره مصرع معروف دریغ است ایران که ویران شود

نکته ای درباره مصرع معروف دریغ است ایران که ویران شود

نکته ای درباره مصرع معروف دریغ است ایران که ویران شود
نکته ای درباره مصرع معروف
دریغ است ایران که ویران شود

همه این بیت معروف و ارجمند شاهنامه را شنیده ایم:
دریغ است ایران که ویران شود
کنام پلنگان و شیران شود
این بیت در بخش جنگ هاماوران شاهنامه است. زمانی که کی کاووس به هاماوران رفته و با دختر شاه هاماوران، سودابه، ازدواج کرده و سپس به توطئه پدر عروس ناجوانمردانه اسیر شده و ایران گرفتار آشوب شده است.
از یک سو افراسیاب فرصت طلبانه به ایران تاخته و از سوی دیگر عرب ها. ایران صحنه نبرد اجانب شده و نیز از هر سویی فردی به ادعای تاج و تخت برخاسته است.
به جنگ اندرون بود لشکر سه ماه
بدادند سرها ز بهر کلاه
چنین است رسم سرای سپنج
گهی ناز و نوش و گهی درد و رنج
سرانجام نیک و بدش بگذرد
شکارست مرگش همی بشکرد
شکست آمد از ترک بر تازیان
ز بهر فزونی سرآمد زیان
سپاه اندر ایران پراگنده شد
زن و مرد و کودک همه بنده شد
همه در گرفتند ز ایران پناه
به ایرانیان گشت گیتی سیاه
حضرت استاد فردوسی بیت معروف شاهنامه را در اینجا گفته است. اما نکته مهمی درباره آن وجود دارد که مربوط به گوینده است.
دریغ است ایران که ویران شود را ملت ایران می گویند. نه شاه و نه پهلوان و نه هیچ صاحب منصب دیگری.
در داستان می خوانیم که ایرانیان که از آشوب به تنگ آمده بودند به سراغ رستم در زابل می روند.
دو بهره سوی زاولستان شدند
به خواهش بر پور دستان شدند
که ما را ز بدها تو باشی پناه
چو گم شد سر تاج کاووس شاه
در شاهنامه متاثر از فرهنگ و اندیشه ایرانی پهلوان یار و یاور شاه و ملت است. هر گاه شاه دچار نابخردی می شود و یا آشوب ایران را فرامی گیرد پهلوان در قامت منجی وارد میدان می شود. در اینجا نیز در زمان اسارت کی کاووس رستم مسوولیت نجات ملی را بر دوش دارد.
ملت به او روی می آورند و آن سخن جاودانه را بر زبان که:
دریغ‌ست ایران که ویران شود
کنام پلنگان و شیران شود
و ادامه می دهند:
همه جای جنگی سواران بدی
نشستنگه شهریاران بدی
کنون جای سختی و رنج و بلاست
نشستنگه تیزچنگ اژدهاست
کسی کز پلنگان بخوردست شیر
بدین رنج ما را بود دستگیر
کنون چاره‌ای باید انداختن
دل خویش ازین رنج پرداختن
این چند بیت افزون بر جنبه های ملی و غرور آمیز نشانه آگاهی ژرف ایرانیان از سرنوشت و تاریخ و راهکارهاست. نه تنها حسرت حال را می خورند بلکه از گذشته آگاه هستند و می دانند که این تقدیر ناگزیر آن ها نیست.
بنابراین در تکرار آن بیت جاودان باید به یاد داشت که دریغاگوی نخستین و اصیل و مهم ایران ملت ایران هستند.

جواد رنجبر درخشی لر

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*