آخرین خبرها
خانه / یادداشت ها / میرجلال الدین کزازی : درگذشت بانویی چنین، مایه دریغ هر ایرانی است

میرجلال الدین کزازی : درگذشت بانویی چنین، مایه دریغ هر ایرانی است

باشگاه شاهنامه پژوهان _ یادداشت : در پی درگذشت بدرالزمان قریب میرجلال الدین کزازی در روزنامه اعتماد یادداشتی منتشر کرد. روزنامه اعتماد نوشت: «بدرالزمان قریب، ایران‎شناس و زبان‌شناس برجسته روز گذشته در ۹۱ سالگی از دنیا رفت. او پژوهشگر فرهنگ و زبان سُغدی، از اعضای پیوسته فرهنگستان زبان و ادب‌ فارسی بود که اثر شاخص و سه زبانه (سغدی – فارسی- انگلیسی) «فرهنگ سُغدی» را در کارنامه خود دارد. بدرالزمان قریب از خاندان معروف قریب و خویشاوند بزرگانی چون عبدالعظیم خان قریب، بنیانگذار دستور زبان فارسی نوین و نیز دکتر محمد قریب، بنیانگذار دانش نوین پزشکی کودکان در ایران بود.…

بازبینی کلی

امتیاز کاربر: 4.5 ( 1 امتیازات)
0

میرجلال الدین کزازی : درگذشت بانویی چنین، مایه درد و دریغ هر ایرانی است
باشگاه شاهنامه پژوهان _ یادداشت : در پی درگذشت بدرالزمان قریب میرجلال الدین کزازی در روزنامه اعتماد یادداشتی منتشر کرد. روزنامه اعتماد نوشت: «بدرالزمان قریب، ایران‎شناس و زبان‌شناس برجسته روز گذشته در ۹۱ سالگی از دنیا رفت. او پژوهشگر فرهنگ و زبان سُغدی، از اعضای پیوسته فرهنگستان زبان و ادب‌ فارسی بود که اثر شاخص و سه زبانه (سغدی – فارسی- انگلیسی) «فرهنگ سُغدی» را در کارنامه خود دارد.

بدرالزمان قریب از خاندان معروف قریب و خویشاوند بزرگانی چون عبدالعظیم خان قریب، بنیانگذار دستور زبان فارسی نوین و نیز دکتر محمد قریب، بنیانگذار دانش نوین پزشکی کودکان در ایران بود.

به مناسبت درگذشت بدرالزمان قریب، دکتر میرجلال‌الدین کزاری، ادیب و پژوهشگر معاصر زبان و ادب فارسی، یادداشتی در اختیار بخش هنر و ادبیات اعتماد گذاشته‌اند که می‌خوانید:

«روانشادِ فرخنده‌یاد، بانوی گرامی فرخنده‌خوی، استاد بدرالزمان قریب، بی‌ هیچ گمان یکی از برترین چهره‌های فرهنگی و دانشگاهی ایران در سده‌ای که در آنیم، شمرده می‌شود. استادی است از تیره‌ای از استادان کهن که پایه‌های دانش و آگاهی را در این سرزمین به استواری نهاده‌اند. روانشاد قریب از خانواده‌ فرهنگ و دانش و ادب بوده است. پیداست که از دو سوی این خانواده بدرالزمان قریب، بهره‌هایی بسیار یافته است. یک‌سوی، سوی تبارشناختی است. ویژگی‌هایی که از نیاکان، بی آن که بخواهد و بداند، به یادگار ستانده است. دو دیگر بهره‌هایی است که در فضای فرهنگی و اندیشه‌ای خانواده، آگاهانه و به خواست ستانده است. این دو سرچشمه با تلاش‌هایی که او در آموختن و پژوهیدن و اندیشیدن در سالیان زندگانی انجام داده است، از این بانوی ارجمند استادی کم‌مانند ساخته است. روانشاد قریب در فرهنگ باستانی ایران در زبان‌های کهن ایرانی می‌پژوهید و جستار و کتاب می‌نوشت.

به ویژه آن چه او در آن ژرف‌کاوانه، باریک‌بین، به شیوه‌ای گرانمایه کاویده است و پژوهیده است، زبان و فرهنگ سُغدی است که یکی از کهن‌ترین و فرهنگی‌ترین و مایه‌ورترین زبان‌های ایرانی است که هم در فرهنگ سپسین ایران، هم در زبان پارسی بازتاب‌هایی گونه‌گون یافته است. از همین روست که درگذشت بانویی چنین، مایه درد و دریغ هر ایرانی فرهیخته دلبسته ایران‌زمین است. زنان و مردانی را می‌شناسیم که ارج و ارزشان بیشتر زمانی به‌روشنی آشکار می‌شود که از میان ما می‌روند. جای‌شان همواره تهی می‌ماند. آن استاد روانشاد، هر آینه از این کسان است. روانش در مینوی برین شاد باد.»

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*