آخرین خبرها
خانه / خبر شاهنامه / میرجلال الدین کزازی : به درستی نمی دانم که چرا این روز(یکم بهمن) زادروز فردوسی شمرده شده است اما در آن چند و چون و مگر هست

میرجلال الدین کزازی : به درستی نمی دانم که چرا این روز(یکم بهمن) زادروز فردوسی شمرده شده است اما در آن چند و چون و مگر هست

                              باشگاه شاهنامه پژوهان _ گزارش : میرجلال‌الدین کزازی در تازه ترین سخنان خود با اشاره به یکم بهمن ماه گفت : به درستی نمی دانم که چرا این روز زادروز فردوسی شمرده شده است اما در آن چند و چون و مگر هست. این زمینه ای است ادبی و تاریخی که همواره باید بدان اندیشید و در آن کاوید اما از این دید که روزی را ما روز فردوسی بشماریم و آن روز را گرامی بداریم ، این زمینه چندان ارجی نمی تواند داشت. این شاهنامه پژوه و استاد زبان و ادب فارسی همچنین افزود : مشخص نبودن…

بازبینی کلی

امتیاز کاربر: 4.6 ( 1 امتیازات)
0

                            میرجلال الدین کزازی

 

باشگاه شاهنامه پژوهان _ گزارش : میرجلال‌الدین کزازی در تازه ترین سخنان خود با اشاره به یکم بهمن ماه گفت : به درستی نمی دانم که چرا این روز زادروز فردوسی شمرده شده است اما در آن چند و چون و مگر هست. این زمینه ای است ادبی و تاریخی که همواره باید بدان اندیشید و در آن کاوید اما از این دید که روزی را ما روز فردوسی بشماریم و آن روز را گرامی بداریم ، این زمینه چندان ارجی نمی تواند داشت. این شاهنامه پژوه و استاد زبان و ادب فارسی همچنین افزود : مشخص نبودن زادروز فردوسی بهانه ای بهینه در بیش اندیشیدن و پرداختن به فردوسی و شاهنامه او خواهد بود. از نگاهی بسیار فراخ، هر روز که ما در آن به ابرمرد فرهنگ و ادب ایران بیندیشیم و به شاهکار ورجامند و بی مانند او، آن روز ، خجسته روز فردوسی و شاهنامه خواهد بود. این شاهنامه‌پژوه و پژوهشگر برجسته ایرانی در زمینه اهمیت و جایگاه فردوسی در ادبیات ایران در گفت وگو با خبرنگار ایرنا گفت: فردوسی سخنوری است که او را نمی توان از دید کارکرد بنیادین و نهادین گسترده و ژرفی که بر فرهنگ و منش ایرانی نهاده است با هیچ سخنور دیگری سنجید و برابر نهاد.
این چهره‌ ماندگار فرهنگ و ادب ایران افزود: فردوسی شاهکاری جاودانه و بی مانند را پدید آورده که تنها یک شاهکار ادبی نیست، از بعدی شاهکاری ادبی است اما شالوده آنچه من آن را ناخودآگاهی تباری می نامم با این پدیده شگرف و شگفت ادبی و فرهنگی در ایران نو، ایران پس از اسلام ریخته شده است.
میرجلال الدین کزازی ادامه داد: به گونه ای می توانیم بیانگاریم که اگر فردوسی در یکی از باریک ترین و دشوارترین روزگاران در تاریخ این سرزمین کهن سر بر نمی آورد و شاهنامه را نمی سرود ما ایرانیان اکنون خود را ایرانی نمی دانستیم و به زبان دلاویز و شورانگیز فارسی با یکدیگر سخن نمی گفتیم. بر همین پایه است که من شاهنامه را نامه فرهنگ و منش ایرانی می نامم. به گفته وی فردوسی نه تنها در فرهنگ و ادب ایران بی همتاست بلکه در ادب و فرهنگ جهان هم براستی نمی توان سخنوری را همتا و همبالای او نشان داد، برای نمونه هومر سخنسرای یونانی یا ویرژیل سخنسرای روم را که برترین رزمنامه سرایان اروپایی اند نمی توان با فردوسی در یک تراز و ترازو نهاد.
این پژوهشگر برجسته ایرانی افزود: هنوز نیز فردوسی نزد ایرانیان شناخته ترین سخنور و شاهنامه شناخته ترین شاهکار ادبی است. اگر آماری بگیریم در این زمینه بی گمان فردوسی و به همان سان شاهنامه در فراز این آمار جای خواهند گرفت.
میرجلال الدین کزازی گفت: تنها سخنوری که در شناختگی با فردوسی سنجیده می تواند شد و دیوان او با شاهنامه قابل قیاس است، حافظ می باشد. این استاد دانشگاه خاطر نشان کرد: ما در روزگار گذار اجتماعی و فرهنگی هستیم و در روزگار گذار به ناچار نابهنجاری، سرگشتگی، دروایی (تعلق) و پادرهوایی فرهنگی و اندیشه ای و روانی پدید می آید. وی اذعان داشت: ایرانیان هنگامی که روزگار گذار را به پایان بیاورند به خویشتن باز می گردند و خود را به شایستگی شناخته و انگیخته تر، جان افروخته تر و با شور و شرار و تب و تابی افزون تر چنگ به دامان فردوسی و شاهنامه درخواهند زد، زیرا می دانند که برای ایرانی بودن و ایرانی ماندن از این دو بیشترین ، مایه ورترین و پایه ورترین بهره را می توانند برد.

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*