آخرین اخبار
نخستین جشنواره فیلم شاهنامه

معرفی زنان شاهنامه: ماه آفرید (کنیزک ایرج)

                                           سمیه ارشادی در شاهنامه گاه با زنانی مواجه می شویم که نقشی مقطعی در داستان دارند و کنش ها و عملکردهای چندان خاصی از سوی آن ها دیده نمی شود، اما با این اوصاف، در پیشبرد روند داستانی نقشی بسیار مهم و تأثیرگذار دارند. «ماه آفرید»، کنیزکِ محبوب ایرج یکی از این زنان است که فردوسی تنها در چند بیت بدو اشاره می کند و تنها وظیفه اش که بسیار مهم هم هست این است که کودک ایرج را به دنیا آورد تا ادامه دهنده نسل فریدون باشد؛ بنابراین به محض به دنیا آمدن کودک، کاملاً از روند داستان…

بازبینی کلی

امتیاز کاربر: 2.5 ( 1 امتیازات)
0

                                           ماه آفرید

سمیه ارشادی
در شاهنامه گاه با زنانی مواجه می شویم که نقشی مقطعی در داستان دارند و کنش ها و عملکردهای چندان خاصی از سوی آن ها دیده نمی شود، اما با این اوصاف، در پیشبرد روند داستانی نقشی بسیار مهم و تأثیرگذار دارند. «ماه آفرید»، کنیزکِ محبوب ایرج یکی از این زنان است که فردوسی تنها در چند بیت بدو اشاره می کند و تنها وظیفه اش که بسیار مهم هم هست این است که کودک ایرج را به دنیا آورد تا ادامه دهنده نسل فریدون باشد؛ بنابراین به محض به دنیا آمدن کودک، کاملاً از روند داستان حذف می شود و در مقطعی کوتاه تر، ادامه این نقش برعهده دخترش گذاشته می شود.
به روایت شاهنامه، فریدون چندی پس از کشته شدن ایرج به شبستان او آمده و کنیزکی زیباروی را می یابد که از ایرج باردار است و همین امر، نقطه امیدی در دل شاه ایجاد می کند:

 
بــرآمد برین نیـز یکچندگــاه شبستـان ایـرج نگه کـرد شاه
یکی خوب چهـره پرستنده دید کجــا نـام او بود مــاه-آفـرید
که ایـرج برو مهر بسیار داشت قضـا را کنیزک ازو بار داشت
پـریچهره را بچه بُــد در نهـان ازآن شـاد شد شهریـار جهان
(دفتر اول، پادشاهی فریدون، ۱۲۵: ۵۷۰- ۵۷۴)

 
همچنان که در قسمت قبل اشاره شد با وجود دختران شاه یمن، ادامه نسل فریدون بر عهده این کنیزک بسیار زیبا و محبوب ایرج گذاشته می شود. شاید بتوان تأکید فردوسی بر عبارت «که ایرج برو مهر بسیار داشت» را اشاره به این مطلب دانست که همسر یمنی ایرج یعنی «سَهی» انتخاب فریدونِ پدر بوده و این پیوند بیشتر رنگ و بوی سیاسی داشته است تا دلیل عاطفی، بنابراین فردوسی ادامه نسل ایرج را برعهده زنی می گذارد که به انتخاب خود ایرج صورت گرفته و نشانی از مهر و عاطفه در پیوند آنان دیده می شود.۱
به هر روی، در شاهنامه این زن دختری به دنیا می آورد که منوچهر از پیوند این دختر و پشنگ، برادرزاده فریدون، زاده می شود؛ اما در «غررالسیر»، منوچهر مستقیماً از خود ماه آفرید به دنیا می آید. ثعالبی در این باره می نویسد: «در همان هنگام که سوگ ایرج برپا بود، همسر او که ماه آفرید نام داشت از او باردار بود و چون بزاد، فرزندش از هر کس به افریدون ماننده تر بود. چون او را بخواست و دید که ماننده اوست، خوشدل گشت و گفت منوچهر، یعنی که به من شبیه است». (ثعالبی، ۱۳۶۸: ۴۰) لازم به ذکر است که در منابع دیگری چون «بندهشن»، «تاریخ طبری»، «مجمل التواریخ»، «سنی ملوک الأرض و الأنبیاء» و «تاریخ گزیده» هیچ اشاره ای به این زن نشده و در برخی منابع نیز از جمله «بندهشن» و «تاریخ طبری» تنها از دختر ایرج نام برده شده است که در قسمت بعد بدان پرداخته خواهد شد.

 
پی نوشت
۱٫ مقوله عشق در شاهنامه از جمله مواردی است که فردوسی نگاهی بسیار عمیق و ژرف بدان دارد. وجود یا عدم وجود این مهم در تصاویری که شاعر از پیوندهای موجود در شاهنامه روایت می کند به روشنی پیداست، حتی اگر با یک اشاره بسیار کوتاه همراه باشد.
منابع
۱٫ فردوسی، حکیم ابوالقاسم. (۱۳۸۶). شاهنامه. به تصحیح جلال خالقی مطلق، ج اول. تهران: مرکز دائره-المعارف بزرگ اسلامی.
۲٫ ثعالبی نیشابوری، عبدالملک بن محمدبن اسماعیل. تاریخ ثعالبی. با دیباچه مجتبی مینوی و مقدمه و ترجمه محمد فضائلی. نشر نقره. تهران. ۱۳۶۸٫

دومین جشنواره ملی عکس شاهنامه

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*