آخرین خبرها
خانه / گفتار / شاهنامه کتاب مهر و مهربانی، عشق و دلدادگی / قدمعلی سرامی

شاهنامه کتاب مهر و مهربانی، عشق و دلدادگی / قدمعلی سرامی

باشگاه شاهنامه پژوهان _ گفتار : شاهنامه با این که به ظاهر گزارشگر کین، دشمنی و جنگ است و شمار نبردهای درگرفته در روند رویدادهای آن از دویست درمی گذرد؛ اما در حقیقت کتاب مهر و مهربانی، عشق و دلدادگی و سِر و سَرسپردگی است. دستکم ده داستان عاشقانه که هر یک به گونه‌ای گزارشگر پیوستگی آدمیان از دو جنس به یکدیگر است، خواندنی و به خاطرسپردنی است. داستان‌هایی چون زال و رودابه، سیاوش و سودابه، بیژن و منیژه، سهراب و گردآفرید، رستم و تهمینه، خسرو و شیرین، شیرویه و شیرین، گلنار و اردشیر،…

بازبینی کلی

امتیاز کاربر: اولین نفر باشید!
0
قدمعلی سرامی

قدمعلی سرامی

باشگاه شاهنامه پژوهان _ گفتار : شاهنامه با این که به ظاهر گزارشگر کین، دشمنی و جنگ است و شمار نبردهای درگرفته در روند رویدادهای آن از دویست درمی گذرد؛ اما در حقیقت کتاب مهر و مهربانی، عشق و دلدادگی و سِر و سَرسپردگی است. دستکم ده داستان عاشقانه که هر یک به گونه‌ای گزارشگر پیوستگی آدمیان از دو جنس به یکدیگر است، خواندنی و به خاطرسپردنی است. داستان‌هایی چون زال و رودابه، سیاوش و سودابه، بیژن و منیژه، سهراب و گردآفرید، رستم و تهمینه، خسرو و شیرین، شیرویه و شیرین، گلنار و اردشیر، شاپور و مالکه، بهرام و سپینور که هر کدام روایتی دیگرگون از مهرورزی های آدمیان با یکدیگر است.  واژه مهر در حقیقت از دیدگاه و ریشه‌شناسی بن میثره (میترای اوستایی) گرفته شده است که به صورت میترا در روزگار نو در میان ایرانیان شهرت یافته؛ اما در ادبیات کلاسیک دری صورت مهر به خود گرفته است. همه این گونه «ث‌ها» در زبان‌های ایران باستان هنگامی که به دری راه می یابند به «ت» بدل می شوند؛ چنانکه «گاثه» یعنی آواز، «به گاه خشایثیه» یعنی به شاه، «خشثره» به شهر و «خشثره وییر» به شهریور بدل شده است. مهر به معنای همبستگی و پیوستگی است و به اغلب احتمالات ریشه «میکس» در انگلیسی که به معنای درآمیختن و با هم یکی کردن است از این واژه گرفته شده و ریشه این واژه انگلیسی میثر ایران باستان محسوب می شود. در مهریشت اوستا می خوانیم «میثرم ماجینا» یعنی میترا و مهر را از بین مبر و «اوم اشوجئا، اوم دوروئتجا» یعنی مهر را (پیوند، پیمان و پیوستگی) را مشکن چه با راست‌پرست و چه با دروغ‌پرست. این سخن نمودار آن است که ایرانیان به پیوند، پیمان و همبستگی بیش از اعتقادات و باورداشت‌ها بها می دادند.

در حقیقت در مهر متضادها در اوج خود متناقضان با هم به یگانگی می رسند. دوگانگی ها به خاطر آن است که مهر حضور ندارد و گرنه در مهر و مهربانی همان‌گونه که در مهر عالمتاب (خورشید که نمود گیتانی میتراست) یگانگی اضداد را شاهدیم. در خورشید نور و نار به هم آمیخته و قابل انفکاک از یکدیگر نیستند. وقتی واژه‌ مهر به میان می‌آید دوگانگی ها، ستیزه‌ها، درگیری ها و دشمنی ها ناپدید می شوند. مهر هر که و هر چه را با هر که و هر چه جوش می دهد، چنان‌که در داستان زال و رودابه می بینیم این دو تن با همه تضادی که از نظرگاه تبار و دودمان با هم دارند به یگانگی می رسند.

در شاهنامه آمده است که زال در برابر پدر خویش سام که آهنگ ستیزیدن با کابلیان و خواندن محراب را دارد می ایستد و می گوید: «به اره میانم به دو نیم کن/ ز کابل مپیمای با من سخن» به این معنی که اگر به کابل می خواهی بروی باید از جنازه من رد شوی. چنان که می دانیم زال نژادی فریدونی دارد اما رودابه از تبار ضحاک به‌شمار می‌آید چنین است که به میانجی مهر و میترا، اهریمن و اهورا با هم به آشتی می‌رسند. شاهنامه کتاب همه اضداد و از آن میان مهر و کین است که اگر مهر نباشد کینه هم نخواهد بود و اگر کین نباشد مهر نیز معنایی نخواهد داشت. نگاه فردوسی و شاهنامه به انسان این است که انسان بعد از خدا همه کاره جهان هستی است و تمام شاهنامه هیچ نیست جز بازگفت تعاملات انسان و خدا. رویدادهای شاهنامه در حقیقت مشارکت تدبیر و تقدیر در تحقق پدیدارهای جهان است. در نگاه شاهنامه انسان تنها آفریده ای است که به نمایندگی خدا می تواند در همه جهان هستی مداخله کند همان‌گونه که حاصل همه آفرینش‌های قبل از خویش است. توصیه فردوسی آن است که ما با چنین شأن و شوکتی که داریم خود را باید جدی بگیریم و بدانیم بزرگ‌ترین گناه ما اهمال در از قوه به فعل درآوردن همه استعداها و امکانات خدادادمان است.

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*