آخرین اخبار
نخستین جشنواره فیلم شاهنامه

شاهنامه شناس دوران ساز/ جواد رنجبر درخشی لر

جلال خالقی مطلق

جلال خالقی مطلق

 

 

شاهنامه شناسی از سال ۴۰۰ هجری قمری، با اتمام ویرایش شاهنامه به دست فردوسی، آغاز شد. از لحظه ای که کاروان تقدیم شاهنامه به سلطان محمود غزنوی از طوس به غزنه رفت کاروان شاهنامه شناسی هم راه افتاد. این کاروان هزار سال است که در راه است.
این هزار سال به چهار دوره مشخص قابل تقسیم است. دوره اول را که از سال ۴۰۰ آغاز می شود و تاکنون ادامه دارد می توان دوره “شاهنامه شناسی سنتی” نامید. در این دوره شاهنامه شناسی بیشتر توسط شعرا انجام می شود. محصول خوانش و تدبر و بررسی شاهنامه هم بیشتر شعر است.
دوره دوم شاهنامه شناسی، “شاهنامه شناسی ایران شناسانه” است که در اروپا از حدود قرن هیجدهم میلادی به دست ایران شناسان و شاهنامه شناسان غربی آغاز می شود و تاکنون نیز ادامه دارد. در این دوره شاهنامه نه به دست شعرا و ادبا بلکه به دست نویسندگان و پژوهشگران دانشمند خوانده می شود، تصحیح می شود، ترجمه می شود، با روش شناسی علمی (نه تخیل شاعرانه) فهمیده می شود، جهانی می شود و در هنرهای مدرن متجلی می شود.
دوره سوم را می توان “شاهنامه شناسی ملی” نام گذارد. این دوره از اوایل قرن بیستم میلادی در ایران آغاز می شود. شاهنامه شناسی ملی بخشی از تحولات فکری و فرهنگی جنبش مشروطه ایران و تحت تاثیر جریان غالب نوزایی ایران است. حسن تقی زاده تبریزی بنیان گذار این نوع شاهنامه شناسی است. این دوره مبتنی بر روش شناسی علمی است و از این رو در اسلوب و محتوا تفاوتی با نوع ایران شناسانه خود ندارد. تفاوت در آثار ملی و هویتی شاهنامه شناسی ملی است. این دوران مهم علمی و و فرهنگی در ایران اتفاق می افتد و با سایر عرصه های فرهنگی و دانشی و سیاسی ایرانی در دوره مشروطه در کنش و واکنش قرار می گیرد و در نهایت به تعمیق هویت ایرانی از راه شناخت دانشورانه متون ادبی می انجامد.
شاهنامه شناسی ملی ادبیات فارسی را در پرتو شناخت درست شاهکار حماسی فردوسی بزرگ به حد یک هستی شناسی منسجم از جهان برمی کشد و قابلیت ردیابی ریشه های اندیشه ایرانی را در شعر و نثر فارسی می یابد و به روشنی نشان می دهد که ایران یک اندیشه واحد است که با زبان ملی فارسی به رنگ های گوناگون در انواع شعرها و نثرها متجلی شده است.
دوره چهارم در واقع ادامه دوره سوم است. می توان آن را “شاهنامه شناسی نوین ملی” نام گذاشت. نقطه عطف این دوره تصحیح شاهنامه به دست دکتر جلال خالقی مطلق است.
نخست باید گفت که تجلیل از مقام دانشی دکتر خالقی مطلق به معنای نفی تلاش های دیگر اساتید و پژوهشگران نیست. هر کس که برای شاهنامه کار کرده شایسته تقدیر است. حتی یک بار خواندن شاهنامه سخت و زمان بر و طاقت فرساست و به پشتکار و همت و دغدغه نیاز دارد. بنابراین هر کس قدمی برای شاهنامه برداشته یا قلمی در جوهر انداخته یا سخنی بر زبان رانده شایسته احترام است. اما کار دکتر خالقی مطلق به دو دلیل نقطه عطف است.
۱- دکتر خالقی مطلق متخصص شاهنامه است. تقریبا تمام زندگی حرفه ای ایشان در شاهنامه متمرکز شده است. تخصصی بودن دکتر خالقی مطلق به این دلیل مهم است که بیشتر پژوهشگران و نویسندگان هم نسل با ایشان به کارهای متنوع و مختلف گرایش دارند. آن ها ادبیات را بیشتر یک جنگل با انبوه درختان زیبا و کهن می بینند که باید در لابلای آن ها گشت و دید و لذت برد. اما کار دکتر خالقی مطلق به ایستادن در پای یک درخت و شناخت دقیق و عمیق آن شبیه است.* شاهنامه اقیانوسی است که نمی توان به آسانی در آن شنا کرد و به مقصد رسید. هر گام شاهنامه شناسی نیاز به تخصص و دقت و ابزار و تجهیزات فراوان دستور زبان فارسی، زبان شناسی، اسطوره شناسی، آیین و آداب ایرانی شناسی، داستان شناسی و شخصیت پردازی و غیره دارد. بنابراین هر چه متخصص تر به مقصد نزدیک تر. از این روست که شاهنامه به تصحیح دکتر خالقی مطلق اثری ماندگار و بنیان محکمی است که می توان در آینده شاهنامه شناسی را بر مبنای آن توسعه داد.
۲- یک جنبه مهم کار تخصصی دکتر خالقی مطلق روش شناسی علمی کار ایشان است. افزون بر تصحیح شاهنامه به دست ایشان در طول نیم قرن گذشته، که می توان به حق آن را بهترین تصحیح شاهنامه تاکنون دانست، در یادداشت های شاهنامه ایشان روش شناسی علمی مشهود است. توضیحات ایشان بر واژگان یا بیت ها اصلا دلی و حسی و برداشت آزاد یا تفسیر به رای نیست. کاری که در شاهنامه شناسی بسیار رواج دارد. هر توضیح دکتر خالقی مطلق مبتنی بر یافته ای است و آن یافته مبتنی بر روشی علمی. تاکید می کنم که کار دکتر خالقی مطلق نقطه عطف است. هر شاهنامه شناس دیگری پس از ایشان می تواند بر مبنای تصحیح و یادداشت های استاد کار را پیش ببرد و هر یافته و نظر ایشان را بر مبنای نقد روش علمی آن نقد کند. شاهنامه شناسی نوین ملی با اتکا به دو ارزش مهم کار دکتر خالقی مطلق می تواند شاهنامه را با تطبیق با مقتضیات زمان همچنان زنده نگه دارد و جایگاه آن را به عنوان سند هویت و زبان ایرانی حفظ کند.

دومین جشنواره ملی عکس شاهنامه

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*