آخرین خبرها
خانه / مقالات / خاستگاه نام گذاری دژ اهریمنی بهمن در شاهنامه / آرش اکبری مفاخر

خاستگاه نام گذاری دژ اهریمنی بهمن در شاهنامه / آرش اکبری مفاخر

  آرش اکبری مفاخر دانشکاه فردوسی مشهد قطب علمی فردوسی شناسی خاستگاه نام گذاری دژ اهریمنی بهمن در شاهنامه هدیه به استاد فرزانه جناب آقای دکتر جلال خالقی مطلق چکیده این مقاله به بررسی این پرسش می پردازد: چرا نام دژی که ساکنان آن از تبار اهریمن، دیوان و جادوانند و به اهریمن پرستی می پردازند، به نام امشاسپند بهمن نام گذاری شده است؟ بهمن نماد اهورامزدا و نخستین آفریده مینوی اوست که در برخی از سرزمین های ایران باستان پرستش گاه های مخصوص داشته و مراسم ویژه ای در ستایش او انجام می شده است. این پرستش یادآور مراسم…

بازبینی کلی

امتیاز کاربر: اولین نفر باشید!
0

 خاستگاه نام گذاری دژ اهریمنی بهمن در شاهنامه / آرش اکبری مفاخر

آرش اکبری مفاخر
دانشکاه فردوسی مشهد
قطب علمی فردوسی شناسی

خاستگاه نام گذاری دژ اهریمنی بهمن در شاهنامه
هدیه به استاد فرزانه
جناب آقای دکتر جلال خالقی مطلق

چکیده
این مقاله به بررسی این پرسش می پردازد: چرا نام دژی که ساکنان آن از تبار اهریمن، دیوان و جادوانند و به اهریمن پرستی می پردازند، به نام امشاسپند بهمن نام گذاری شده است؟
بهمن نماد اهورامزدا و نخستین آفریده مینوی اوست که در برخی از سرزمین های ایران باستان پرستش گاه های مخصوص داشته و مراسم ویژه ای در ستایش او انجام می شده است. این پرستش یادآور مراسم یزیدی ها در بزرگداشت ملک طاوس(عزازیل/ شیطان) است. آنها ملک طاوس را نخستین فروزه خداوند و نمادی اهریمنی پنداشته، از روی ترس برای او آیین های پرستش به جای می آورده اند. علاوه بر آن با توجه به پیوند میان مرگ و بهمن در گاهان و نیز اهریمن زدایی از نام دژ بهمن و دگرگونی آن به بتکده در متون بنیادی پهلوی می توان به این فرضیه رسید که در روزگارانی مردم بهمن را عنصری اهریمنی پنداشته و می پرستیده اند که نمونه ای از این پندار در داستان دژ بهمن در شاهنامه باقی مانده است.

کلیدواژه
بهمن، دژ بهمن، اهریمن، اهریمن پرستی، ملک طاوس.

پس از بازگشت کیخسرو از توران به ایران، بر سر جانشینی کاوس شاه بین پهلوانان اختلاف پیش می آید. کاوس شرط جانشینی خود را گرفتن دژ بهمن قرار می دهد؛ زیرا:
به مرزی که آنجــا دز بهمن ست همه ساله پرخـاش آهَــرمَن ست
به رنجست از آهَرمَن آتش پرست نیـارد بدان مــرز موبد نشست
(شاهنامه: ۲/ ۴۶۱/ ۵۸۰-۵۸۱)
در این دو بیت نشانه هایی از اهریمن پرستی و مبارزه اهریمن پرستان با آیین مزداپرستی و موبدان را به خوبی می توان  دید. با توجه به این دو بیت گویا گروهی از مردم در یکی از سرزمین های مرزی ایران در دژی استوار و دست نیافتنی به ستایش اهریمن می پرداخته اند.
نکته پیچیده ای که در این داستان وجود دارد آن است که چرا نام دژی که ساکنان آن از تبار اهریمن، دیوان و جادوان بوده و به اهریمن پرستی می پردازند، به نام امشاسپند بهمن، نخستین فروزه اهورامزدا، نام گذاری شده است.
بهمن نماد خرد اهورامزدا(گاهان: ۴۸٫ ۳) و نخستین آفریده مینوی اوست که از روشنی آفریده شده است(۱٫۵۲ Bundahišn:). او نزدیکترین ایزدان به اهورامزداست. نماد او در گیتی گوسفند است. رنگ سپید از آن بهمن است که با جامه سپید و گل یاسمن سپید نمادپردازی شده-است(۲۶٫۱۸; ۱۶a.2 Bundahišn:).
در گزارشی از استرابو در سده نخست میلادی چنین آمده است: در کاپادوکیه(آسیای صغیر و آناتولی) گروهی از مغان وجود دارند که بهمن(=Omanus) را ستایش می کنند. در آنجا پرستش-گاه های مخصوص بهمن وجود دارد و مردم در هنگام انجام آیین های دینی پیکره چوبی بهمن را پیشاپیش دسته ها حمل می کنند(Strabo, 1932: 15.3.15).
این توصیفات که در آیین مزدیسنا درباره نخستین فروزه اهورامزدا؛ بهمن بیان شده، بازتابی از چهره بهمن پس از دگرگونی ها و اصلاحات زردشت است، هرچند که نشانه ای از پیوند بهمن با مرگ در گاهان(۴۹٫ ۱) بر جای مانده است. حال برای رسیدن به پاسخ احتمالی درباره دلیل نام گذاری دژ بهمن به بررسی نخستین فروزه خداوند در آیین یزیدیه پرداخته می شود:
یزیدیه به خدای واحد ایمان دارند(گیست، ۲۰۰۶: ۸۱)، اما در عین حال از شیطان نیز می ترسند(زعیتر، ۲۰۰۶: ۱۴۶٫). آنان معتقدند که جهان هستی از دو نیروی خیر و شر به وجود آمده است. نیروی خیر خداوند است که بر نیروی شر پیروز شده و نیروی شر شیطان است که از بارگاه خداوند رانده شده است(غضبان، ۱۳۴۱: ۴۶؛ زعیتر، ۲۰۰۶: ۱۴۶). یزیدی ها در برابر خدای خیر شکرگزار و سپاس گزارند. همچنین در برابر شیطان فروتن و مهربان هستند و از او می ترسند. ترس و وحشت آنان از شیطان به اندازه ای است که از پرستش خداوند خیر روگردان شده و گناهان خود را به امید بخشایش بی کران خداوند ناچیز می شمارند و می گویند: همانا خداوندی که بخشش و بزرگواری او بی کران است، با آفریدگان بدرفتاری نمی کند؛ زیرا او نیکوکار و دوستدار نیکی است، اما شیطان بنا بر سرشت خویش فرمانبردار شر است؛ زیرا او سرچشمه شر و به وجود آورنده آن است(زعیتر، ۲۰۰۶: ۱۴۷).
همچنین بنا بر اعتقاد آنان، هوشیاری انسان حکم می کند که او همیشه از شیطان بترسد. کسی که خواهان نیک روزی در زندگانی است، باید خداوند را کنار بگذارد؛ زیرا خداوند به کارهای شر دست نمی زند. در برابر آن باید خواهان دوستی شیطان بود و از او حمایت کند تا از شر او در امان بماند(العزاوی، ۱۹۳۵: ۵۳؛ تیمورباشا، ۲۰۰۱، ۵۰؛Joseph. J., 1919: 145)
یزیدیه معتقدند که خداوند هفت فرشته می آفریند. روز یک شنبه فرشته عزازیل را می آفریند که همان مَلَک طاوس است(مصحف رَش: ۱، ۹) و اولین موجود پیش از همه آفریدگان است(کتاب جلوه: ۱٫ ۱). شیطان در دیدگاه یزیدی ها خود را در شکل طاوس نشان می دهد. در واقع عزازیل نماد مینویی و آسمانی شیطان و طاوس نماد گیتیایی و زمینی اوست. از این رو آنان در زمین شیطان را به صورت طاوس نشان داده، پیکره هایی نمادین از آن می سازند، در هر سال، سه بار آن را زیارت می کنند و هرکس به اندازه توانش با فروتنی و احترام هدایا و نذورات خود را به او تقدیم می کند(Drower. E. S., 1941: 15-16).
از آنجا که ملک طاوس نخستین فروزه است با امشاسپند بهمن برابر است. نشان پیروان ملک طاوس در زندگی روزمره، پوشیدن لباس سپید است. یزیدیه برای ملک طاوس پیکره هایی ساخته اند که هر سال سه بار در مراسم آیینی در روستاهای خود می گردانند(غضبان، ۱۳۴۱: ۱۲۳). این توصیفات یادآور بهمن زردشتی، البته با نگرش منفی و نیز یادآور گزارش استرابو از پیکره های بهمن در مراسم آیینی مغان کاپادوکیه است.
شاید بتوان گفت که توصیف یزیدیه از ملک طاوس، بازمانده ای از توصیف پیش زردشتی از نخستین فروزه آفریدگار باشد. با وجود آنکه زردشت ویژگی¬ها و نمادهای منفی اهوره ها و ایزدان را به مثبت دگرگون کرده، اما یک نمونه پیش زردشتی در نام گذاری دژ بهمن، جایگاه اهریمن پرستان، بر جای مانده است .
نکته دیگری که این پاسخ را تأییدمی کند، دگرگونی نام دژ بهمن به بتکده است:
هرچند که در زندِ خرده اوستا(آتش نیایش: ۱) ، متون فارسی زردشتی(روایات داراب هرمزدیار: ۱/۷۲/ ۵؛ ۲/ ۱۷۵/۲۳؛ Peršian Rivāyats: 60) و متون فارسی(مجمل التواریخ: ۴۷، ۵۰؛ نزهه القلوب: ۸۱؛ تاریخ روضه¬الصفا: ۲٫ ۶۸۱) نام دژ بهمن آمده ، اما در متون بنیادی زردشتی(دینکرد¬: ۷٫۱٫۳۲; ۹٫۲۳٫۵؛ مینوی خرد: ۱٫ ۹۳؛ ۲۶٫ ۶۱؛ بندهشن: ۱۸٫۸؛ روایت پهلوی: ۴۸٫ ۴۲) به جای دژ بهمن «بتکده کنار دریای چیچست» آمده است. احتمالا” این دگرگونی به این دلیل به وجود آمده تا ویژگی های اهریمنی و منفی بهمن از آن زدوده شود، اگرچه اکنون نیز رگه های اهریمنی بهمن در نام گذاری سردترین ماه سال و همچنین توده های انباشته و ویرانگر برف بر جای مانده است. علاوه بر این وجود پیکره های بهمن در دژ بهمن گزینه مناسبی است که نام این مکان به بتکده دگرگون شود. این تضاد آیینی در گذر زمان رنگ و بوی اساطیری به خود گرفته و به نبردی نمادین بین روشنایی و تاریکی در داستان دژ بهمن دگرگون شده است.
نخست فریبرز و طوس برای گرفتن دژ به راه می افتند، اما:
سپـه چون به نزدیکی دز رسید زمین همچو آتش همی بردمیـد
سنان ها ز گرمی همی برفروخت میـان زره مرد جنگی بسوخت
زمین سربسر گفتی از آتش ست هوا دام آهــــرمن سرکش ست
(شاهنامه: ۲/ ۴۶۳/ ۶۰۱-۶۰۳)
یکی از باورهای اهریمن پرستی گذشته از تقدیم قربانی به اهریمن و خشنود کردن او، به خدمت  گرفتن نیروهای زیان کار و اهریمنی و بهره گرفتن از آنها بر ضد دشمنان است. اهریمن پرستان دژ بهمن نیروهای ویرانگر آتش و گرمای سوزان را در اختیار گرفته و با آن طوس و فریبرز را شکست می دهند و آنها پس از یک هفته با ناامیدی برمی گردند.
پس از بازگشت فریبرز و طوس، کیخسرو به سوی دز به راه می افتد. او در نامه ای چارچوب آیینی و دینی خود را برای مردم دژ بهمن به روشنی بیان می¬کند: نخست اینکه او از اهریمن رهایی یافته و روی به یزدان پرستی آورده است:
که این نامه از بنـــده ی کردگـار جهــانجوی کیـــخسروِ نامــــدار
که از بنـد آهَــرمَن بد بجـست به یزدان زده ست او به هرکار دست
(شاهنامه: ۲/ ۴۶۴/ ۶۲۲-۶۲۳)
از متن نامه کیخسرو، سه نکته مهم که بیانگر دیدگاه ها و اندیشه های دینی و سیاسی روزگار اوست دریافت می شود:
۱) کیخسرو به یک مبارزه دینی دست زده است. او خود را دینداری می داند که از دین اهریمنی رهایی جسته، یزدان را باور دارد و شاهی او نیز پیرو باورمندی دینی اوست. در واقع کیخسرو به عنوان پادشاهی که نماینده خداوند است، به یاری و لطف او دژ اهریمنی را از بین می برد. این تفکر یادآور اندیشه خشایارشا در سنگ نوشته دیودان(۴a-4b) در ویرانی پرستش گاه های دیوپرستان است:
گرین دز بر و بوم آهـرمن ست، جهان آفرین را به جان دشمن ست،
به فرّ و به فرمــان یزدان پاک سرش را به گرز اندرآرم به خاک
(شاهنامه: ۲/ ۴۶۵/۶۲۸-۶۲۹)
۲) کیخسرو مردمان دژ را جادوگران می نامد. گویا برداشت او از جادوگران کسانی هستند که دین نوین را پذیرفته اند، اما در سایه دین نو به باورهای کهن خود ایمان دارند و هنوز آیین ها و کردارهای اهریمنی پیشین را انجام می دهند. بنا بر گزارش دینکرد(۹٫۵۳٫۳-۴) جادوگران با آیین اهریمن پرستی در پیوند بوده اند. آنان در زیر سایه نام هرمزد، دین اهریمن پرستی خود را گسترش می دهند و آنان در حالی که اورمزد را پذیرفته اند، نیروهای تاریکی را نیز پرستش کرده و بدکیشی خود را پنهان می کنند:
وگر جادوان راست این دستگاه مرا خود به جادو نبــاید سپــاه
چـو خـمّ دوال کمــنــد آورم سر جادوان را به بنـــد آورم
(شاهنامه: ۲/ ۴۶۵/۶۳۰-۶۳۱)
۳) بخش سوم نامه تهدیدی کاملا” سیاسی بر ضد هم¬کیشان مخالف است. لازمه راست دینی مخالفان سیاسی که بر دین اهورایی هستند، فرمانبرداری از پادشاه روزگار است که نماینده اهورامزدا در روی زمین می باشد؛ زیرا فرمان یزدان همان فرمان شاه است:
وگر خود خجسته سروش ایدرست به فرمان یزدان یکی لشکرست
همان من نه از دست آهَـــرمنم که از فرّ و برزست جان و تنم
به فرمان یزدان کنیـد این تهی که اینست فرمــان شاهنشــهی
(شاهنامه: ۲/ ۴۶۵/۶۳۲-۶۳۴)
از بندهشن(۱۸٫۹) این گونه برمی آید که ساکنان اهریمن¬پرست دژ بهمن که با جادوگری و تاریکی در پیوند بوده اند، برای شکست کیخسرو نیروهای تاریکی را بر سپاهیان او چیره می کنند. در این هنگام آتش گُشنسپ بر یال اسب کیخسرو می نشیند و همه جا را روشن می کند تا او به یاری آن آتش، تاریکی اهریمنی را از بین ببرد. با روشن شدن جهان، کیخسرو بتکده را ویران کرده و به جای آن آتشکده آذرگشنسپ را می سازد.
در شاهنامه نامه اهورایی کیخسرو جایگزین آتش شده است: کیخسرو نامه خود را بر نوک نیزه بلندی بسته و آن را در دل تاریکی به گیو می سپارد تا بر دیوار دژ بگذارد. با گذاشتن نامه بر دیوار دژ صدای غرشی از دژ شنیده می شود. این غرش نمادی از نابودی اهریمن است و پس از آن بسیاری از دیوان و دیوپرستان کشته می شوند. با نابودی اهریمن و دیوان، روشنایی اهورایی سراسر دژ اهریمنی را فرامی گیرد. کیخسرو در آنجا بر فراز کوه آتشکده ای را به نشانه پیروزی دین اهورایی بر کیش اهریمنی برپا می کند. کیخسرو پس از پیروزی بر دژ، یک سال در آنجا می ماند تا دین اهورایی را گسترش دهد و از بیراه شدن دین و نیز حرکت های سیاسی مخالفان جلوگیری کند. او پس از پیروزی بر دژ اهریمنی بهمن به پادشاهی می¬نشیند(شاهنامه: ۲/ ۴۶۳-۴۷۰).

بنابراین نشانه های برجسته ای از اهریمن پرستی در داستان دژ بهمن در شاهنامه به جای مانده  که بیانگر پیوند بهمن با ویژگی های اهریمنی است. هرچند که رگه های اهریمنی بهمن در گاهان و در نام گذاری سردترین ماه سال و توده های انباشته و ویرانگر برف نیز آشکار است. گزارش استرابو از پرستش بهمن با پیکره های چوبی، یادآور پرستش ملک طاوس و پیکره های او در آیین یزیدیه است. به هرروی پرستش اهریمن در دژ بهمن، بازمانده ای پیش زردشتی درباره بهمن است. نکته دیگر در تأیید پرستش بهمنِ اهریمنی و پیکره های او در دژ بهمن، دگرگونی نام این دژ به «بتکده» است. با هجوم کیخسرو بساط اهریمن پرستان درهم می پیچد. او دین اهورایی را گسترش داده و آتشکده ای در آنجا برپا می کند. این کردار کیخسرو یادآور هجوم خشایارشا و کردار او در سرزمین دیوپرستان می باشد که در سنگ نوشته «دیودان» آمده است.

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*